نگاهی تکاملی بر حکمرانی آب: از درک تا دگرگونی

 

عبارت «حکمرانی آب» برای درک پیچیدگی‌های فرایندهای مربوط به ارائه خدمات آب به کار برده می‌شود و لذا بستر مدیریت منابع آب را تصویر می‌کند. افزایش مداوم مطالعات و پژوهش‌های مرتبط با حکمرانی آب در سال‌های اخیر نشان‌دهنده‌ی تغییر پارادایم در عرصه‌ی مدیریت منابع آب است. به طور کلی، «حکمرانی زیست‌محیطی» را هنوز نمی‌توان به عنوان یک زمینه‌ی علمی سازمان‌یافته در نظر گرفت. تنوع نگاه‌ها و رویکردها در تعاریف ارائه شده برای حکمرانی به طور عام و حکمرانی منابع به طور خاص، نشان می‌دهد که هنوز اجماعی بر روی این مفهوم شکل نگرفته است. علاوه بر این، مطالعات موجود در زمینه‌ی حکمرانی بیشتر از آنکه به ابعاد تحلیلی و تقویت انسجام نظری در پژوهش‌های حکمرانی معطوف باشند، عموماً به ارائه توصیف‌هایی از شرایط حکمرانی پرداخته‌اند که هر کدام با دیدگاهی متفاوت صورت گرفته است.

شاید بتوان تعریف سازمان مشارکت جهانی آب را به عنوان شناخته‌شده‌ترین تعریف از حکمرانی آب مطرح نمود: «حکمراني آب به مجموعه‌اي از سيستم‌هاي سياسي، اجتماعي، اقتصادي و اجرايي اشاره دارد که موجب تنظیم‌گری توسعه و مديريت منابع آب و تدارک خدمات آبي در سطوح مختلف جامعه مي‌شود». اما با این وجود، بنابر نظر پال-وستل، این تعریف بیشتر جنبه‌ای عملگرایانه دارد و نگاه تحلیلی در آن ضعیف است. پال-وستل بر اساس مطالعات و پژوهش‌های خود، تعاریف زیر را برای مفاهیم مرتبط با حکمرانی آب ارائه می‌دهد (جدول 1). اگر چه از نظر پال-وستل ایجاد تمایز بین مدیریت آب و حکمرانی آب در عمل بسیار دشوار است، اما از منظر تحلیلی این تفکیک بسیار مفید خواهد بود. همینطور تمایز قائل شدن بین مصادیق ظرفیت‌های انطباقی و دگرگونی نیز بسیار دشوار است، اما از نظر پال-وستل این تفکیک می‌تواند به لحاظ تحلیلی بسیار مفید باشد.

جدول 1: مفاهیم کلیدی در زمینه‌ی حکمرانی آب

حکمرانی آب یک کارکرد اجتماعی است که به تنظیم‌گری توسعه و مدیریت منابع آب و تدارک خدمات آب در سطوح مختلف جامعه می‌پردازد و منابع را به سوی شرایطی مطلوب هدایت کرده و از شرایط نامطلوب دور می‌سازد.

سیستم حکمرانی آب مجموعه‌ی به‌هم‌پیوسته‌ای از مؤلفه‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و اجرایی است که کارکرد حکمرانی آب را عملیاتی می‌سازند. این مؤلفه‌ها شامل نهادها و همینطور بازیگران و تعاملات بین آنها می‌شود.

رژیم حکمرانی آب مجموعه‌ی به هم وابسته‌ای از نهادها است (قوانین رسمی، هنجارهای اجتماعی یا فعالیت‌های تخصصی) که اصلی‌ترین جزء ساختاری یک سیستم حکمرانی را تشکیل می‌دهد.

مدیریت آب به فعالیت‌های مختلف تحلیل و پایش منابع آب، و همینطور توسعه و اجرای اقداماتی اشاره دارد که برای حفظ شرایط منابع آب در محدوده‌ی مطلوب صورت می‌گیرند

ظرفیت انطباقی بیانگر توانایی یک سیستم حکمرانی برای تغییر فرایندها و انطباق مؤلفه‌های ساختاری در پاسخ به تغییرات موجود و محتمل آتی در محیط اجتماعی و طبیعی است.

ظرفیت دگرگونی بیانگر توانایی یک سیستم حکمرانی برای پاسخگویی به تغییرات موجود و محتمل آتی در محیط اجتماعی و طبیعی است که در صورت نیاز به تغییر در مؤلفه‌های ساختاری منجر می‌شود.

پال-وستل در یکی از مطالعات تطبیقی اخیر خود (که بر روی حوضه‌های آبریز متعددی صورت گرفته است) به این نتیجه رسید که اگرچه حکمرانی خوب برای مدیریت خوب لازم است اما شرایط مطلوب زیست‌محیطی در حوضه‌های آبریز رودخانه‌ای بیش از هرچیز به میزان فشار موجود از سوی انسان بر محیط‌زیست ارتباط دارد. بر همین اساس می‌توان استدلال نمود که اقدامات تسکینی مختلفی که تحت عنوان اصلاح الگوی مدیریت منابع آب مورد توجه قرار دارند، احتمالاً راه به جایی نخواهند برد و در نتیجه بیش از هر چیز اصلاح یا دگرگونی مصرف آب برای کاهش فشار بر این منابع ضرورت خواهد داشت. این دگرگونی مستلزم تغییر پارادایم مدیریتی از الگوی «دستور و کنترل» به الگوی «انطباقی و یکپارچه» است. اما نباید از این نکته غافل بود که تغییر پارادایم در شرایطی که ساختار موجود بر اساس الگوی «دستور و کنترل» طراحی و پیاده‌سازی شده است، بسیار دشوار خواهد بود. روابط تقویت‌کننده‌ای بین ابعاد ساختاری (زیرساخت‌های فنی، تنظیم‌گری، فعالیت‌های تخصصی، طراحی فرایندهای تصمیم‌گیری، مدیریت اطلاعات، ساختار مالی و ...) و همینطور پارادایم‌های مدیریتی برقرار است. لذا در راستای تغییر پارادایم، دو مسأله‌ی یادگیری اجتماعی و مدیریت نوآورانه بسیار اهمیت می‌یابند.

یکی از مسیرهای تحقیقاتی در این زمینه، مدیریت تحول در سیستم‌های اجتماعی-فنی است. برخی تلاش کرده‌اند تا با استفاده از سطوح و فازهای مختلف تحول، به ارائه تجویزهایی در زمینه‌ی تحول مدیریت آب بپردازند. اما یکی دیگر از مسیرهای تحقیقاتی بین‌رشته‌ای، بر درک ملزومات حکمرانی انطباقی، یادگیری اجتماعی و تاب‌آوری سیستم‌های اجتماعی-اکولوژیکی متمرکز است. برای مثال، مفاهیمی همچون شبکه‌های اجتماعی و شبکه‌های غیررسمی جزو مواردی هستند که توسط برخی محققین به عنوان عوامل بسیار مهمی جهت شکل دادن به حکمرانی انطباقی معرفی شده‌اند. مفهوم دیگر، چندمرکزی بودن است. چندمرکزی بودن بر مفاهیمی همچون تمرکززدایی قدرت و همینطور هماهنگ‌سازی اثربخش بین سطوح و کنشگران مختلف دلالت دارد که می‌تواند موجب تقویت نوآوری، یادگیری، ظرفیت انطباق، اعتمادسازی، بهبود همکاری بین افراد و همینطور افزایش امکان برای رسیدن به نتایجی کارا، عادلانه و پایدار شود.

حلقه‌های سه‌گانه یادگیری پال-وستل نیز یکی دیگر از مواردی است که برای تحلیل تغییرات معرفی شده است. حلقه‌ی اول یادگیری به بهبود تدریجی راهبردهای عملیاتی اشاره دارد که بدون به سوال کشیدن فرض‌های پس‌زمینه‌ای که در پس راهبردها وجود دارد صورت می‌گیرد. حلقه‌ی دوم یادگیری به بازگشت و توجه انتقادی نسبت به فرض‌های پس‌زمینه‌ای مانند روابط علی-معلولی می‌پردازد. در حلقه‌ی سوم یادگیری، بازبینی ارزش‌ها، باورها و حتی جهان‌بینی صورت می‌گیرد. این حلقه در حقیقت به مرحله‌ای از تغییرات اشاره دارد که جنبه‌ی دگرگونی دارند.

یکی دیگر از مؤلفه‌هایی که به طور جدی در رابطه با تحلیل ظرفیت دگرگونی و انطباق مورد توجه محققین قرار دارد، سبک حکمرانی است. طبیعتاً برای فراهم شدن شرایط برای دگرگون‌سازی سیستم مدیریت منابع آب، لازم است تا ترکیبی از سبک‌های حکمرانی برقرار باشند. این سبک‌ها را می‌توان به سه دسته (یا سه گوشه‌ی یک مثلث) تقسیم نمود: سبک سلسله‌مراتب بروکراتیک، شبکه، و بازار. سبک سلسله مراتب بروکراتیک به شرایطی اشاره دارد که در آن تصمیمات به صورت مرکزی اتخاذ شده و سپس در ساختار سلسله مراتبی به سطوح پایین‌تر منتقل می‌شود و ارتباطات بین سطوح کاملاً به صورت رسمی و بالا به پایین تعریف شده است. سبک شبکه‌ای به شرایطی اتلاق می‌شود که در آن کنشگران در سطحی برابر با یکدیگر در راستای پرداختن به موضوعی خاص به تعامل می‌پردازند. سبک بازار نیز به شرایطی اشاره دارد که در آن اقتصاد و افزایش کارایی نقشی اساسی در تعیین تعاملات و روابط بین کنشگران دارد. در حقیقت شاید برای برخی از مراحل دگرگونی، برخورداری سیستم از سبک‌هایی خاص اهمیت بالایی داشته باشد. بر اساس تجربیات و شواهد موجود به نظر می‌رسد سبک شبکه‌ای با توجه به اینکه شرایط را برای تغییر و انعطاف افزایش می‌دهد یکی از مطلوب‌ترین سبک‌هایی باشد که باید در سیستم‌های حکمرانی از آن حمایت نمود.

یکی از ابهامات جدی که منجر به چالشی بودن مفاهیم فوق می‌شود، نبود شرایط حکمرانی خوب است. با توجه به ضعف‌های سیاسی و ساختارهای حکمرانی در بسیاری از کشورها، بسیاری از ادعاهای فوق بی‌فایده به نظر می‌رسند. برای مثال، در تحقیقی نشان داده شد که شاخص درک فساد در کشورها مهم‌ترین عاملی بوده که در وضعیت حکمرانی آب تأثیر داشته است. بنابراین آیا این مفاهیم تنها برای کشورهای دموکراتیک غربی و کشورهایی که دارای جوامع مدنی توسعه یافته‌ هستند کاربرد دارند؟ پال-وستل بر این عقیده است که این طور نیست و مطالعات تجربی بیشتری باید انجام شوند تا بتوان نقش بستر را متناسب با کشورهای مختلف در تحلیل‌ها دخیل نمود.

 

برگرفته از مقاله‌ی «An evolutionary perspective on water governance: from understanding to transformations»

Pahl-Wostl-An Evolutionary Perspective on Water Governance.pdf (976.04 KB)

افزودن دیدگاه جدید