برنامه های ستاد احیا موفق اما نیازمند تغییر

برنامه های ستاد احیا موفق اما نیازمند تغییر

 یادداشت مصطفی قنبری، دبیر اجرایی خانه کشاورز آذربایجان شرقی

در طول تاریخ، زمینه ای آباد و پر محصول منطقه آذربایجان با خود یک امنیت روانی برای مردم منطقه همراه داشته است. درک این موضوع برای افرادی مانند من که سال ها در شهرهای مختلف آذربایجان زندگی کرد، راحت تر است.

روزگاری، کشاورزان با امید به آینده به مزارع سرسبز، دریاچه نیلگون و کوه های مرتفع نگاه میکردند اما امروز به زمین های کم آب، دریاچه خشک شده و کوه های کم برف نگاه میکنند و این یعنی امید مردم به آینده از لحاظ روانی تحت تأثیر قرار گرفته است. کشاورزان، دیگر اعتماد دهه 70 و ابتدای دهه 80 را به شغل شان ندارد. آنها می ترسند و این بدین معنا است که علاوه بر معضلات محیط زیستی، اقتصادی و اجتماعی که با خشک شدن دریاچه ارومیه پدید آمده، برخی ارتباطات بین المللی کشور ما نیز با مشکل مواجه شده است. دریاچه ارومیه برای منطقه آذربایجان به عنوان یک وزنه سنگین، جمعیتی در حدود 6 میلیون نفر را در محدوده شعاع 80 کیلومتری دور خود جمع کرده است اما این وزنه، با عدم مدیریت صحیح منابع آب در خطر نابودی قرار گرفته است.

مصرف بیش از حد منابع آب، بحث امروز و فردا نیز نیست. افسار کار از اوایل دهه 70 از دست ما خارج شد. سال هایی که کشاورزان را به حال خود  رها کرده بودیم. کشاورزان هم  بدون آنکه ما متوجه شویم چاه آب حفر می کردند. چون هیچ مدیریت و کنترل آمایش یافته سرزمینی را نتوانستیم اجرایی کنیم. در نتیجه؛ امروز به وضعیتی رسیدیم که ستاد احیاد دریاچه ارومیه را تشکیل دهیم. ستادی که اکنون از چندین جبهه زیرفشار قرار گرفته است.

 نخستین فشار هم از سوی دولت است که انتظار دارد ستاد احیا به شرح وظایف خود با دقت و سرعت عمل کند. اما در راه اجرای برنامه های این  مشکلات ریز و درشتی وجود دارد. نبود هماهنگی بین دستگاه های دولتی از مهمترین این موانع است. در مرحله بعد همراه نشدن کشاورزان منطقه که حیات و معیشت شان به کشاورزی وابسته است و در نهایت در سطح کلان، ناهماهنگی بین وزارتخانه ها ستاد احیا را با چالش مواجه کرده است. باید اذعان کرد، از سوی دستگاه های ذیربط، همکاری لازم با ستاد احیا وجود ندارد و اگر همکاری و همراهی هم وجود داشته باشد در اولویت دوم است. اولویت اول برای دستگاه ها، وزارتخانه مطبوع آنها است. حتی مدیران دستگاه های دولتی، گاهی از قدرت خود استفاده می کنند و پاسخ های تحکمدار به سوالات مطرح شده میدهند که این امر، برازنده نیست.

البته ناگفته نماند دستگاه هایی مانند سازمان آب لایروبی رودخانه ها، انهار و آبراه ها را انجام داده اند که کار مثبتی است. اما در پروژه هایی مانند سردهنه سازی و نصب دستگاه های اندازه گیری، سنجش حق آبه و واقع سازی حق آبه و چند پروژه دیگر در مراحل پیمان سپاری است.

سازمان آب مدعی است، حدود 1500 چاه آب غیرمجاز را مسدود کرده است؛ ما هم این ادعا را قبول میکنیم، اما هنوز به مسئله اصلی که همان اضافه برداشت آب است نتوانسته ایم ورود کنیم و نتوانسته ایم کارکرد کنتورهای آب نصب شده را عملیاتی کنیم. برای معشیت جایگزین و برای کاهش بیکاری در منطقه چاره اندیشی نشده است و پروژه های پشتیبان هنوز عملیاتی نشده اند .  با همه این اوصاف، یکی از چالش های پیش رو برای احیا نگین فیروزهای آذربایجان، نظارت بر حسن عملکرد دستگاه های اجرایی است. چالش دیگر، این است که هنوز دستگاه های اجرایی تغییر رویه نداده اند. در کنار مسائل طرح شده باید عنوان کرد، دو سیستم بر پیشبرد امور احیای دریاچه ارومیه نظارت می کند. یک موضوع بازرسی مستقل در شورای فرهنگی اجتماعی آذربایجان شرقی بود که  مورد قبول واقع نشد و نظارت درون سازمانی از سوی خود دستگاه های متولی، به تصویب رسید. در پشت پرده هم سازمان بازرسی به کار نظارت میکند اما حرف ما نه آن است و نه این.

اساس در احیا دریاچه ارومیه، انعطاف پذیری در جذب شرکت های دانش بنیان، نخبگان استانی، سرمایه گذاری بیشتر روی سرمایه های انسانی و افزایش مهارت ها است. احیا دریاچه ارومیه انسجام مدیریتی در کنار قوانین مستقل و شفاف همراه می طلبد. برای موفقیت باید ناهماهنگی بین ادارات هر چه سریعتر رفع شود و کشاورزان واقع در حوزه اقناع سازی شوند. شناخت و بر طرف کردن عوامل محدودکننده نیز باید در اولویت کاری قرار گیرد.

در نهایت نیز باید اذعان کرد تا به اینجا در پروسه احیا دریاچه ارومیه، ستاد احیا در تعهدات خود موفق عمل کرده است؛ اما موضوع قابل توجه همراه ساختن مردم و ذینفعان جامعه بود. هنوز باور مردم به ما کم است و برای ترمیم این چالش برنامه ریزی واقع بینانه شود.

من به احیای دریاچه ارومیه امیدوارم که اگر امیدی نبود، نه صحبت می کردیم و نه می نوشتیم.

دسته بندی موضوعی:

دیدگاه‌ها

با سلام می توان سوال کرد که آگر موفق بوده چه ضرورتی برای تغییر وجود دارد ؟ به نظر بنده 1- تغییر دیدگاه های سازه ای به نگرش سیستمیک برای کل حوضه به جای خود حوض 2- حسابرسی دقیق آب با اولویت آبخیزداری و آبخوانداری 3- اصلاح الگوی کشت براساس پیشنهاد اینجانب با تثبیت سطح زیر کشت و تولید با کاهش چهل درصد مصرف آب و افزایش ارزش تولیدات به چهار برابر

افزودن دیدگاه جدید