تجریشی: در سه سال اخیر نگذاشتیم روند افت دریاچه تکرار شود

روزنامه وقایع اتفاقیه نوشت:

تجریشی: در سه سال اخیر نگذاشتیم روند افت دریاچه تکرار شود

 سال 92 و 93، اگرچه سال خوبی برای اجرای برنامه های ستاد احیای دریاچه ارومیه بود اما امسال برای دریاچه اقبالی نداشت. 10 ماه گذشته و هنوز هیچ اعتباری برای نجات دریاچه ارومیه از خشکی واریز نشده است. مسئولان ستاد نه یک بار و نه دو بار، که چندین مرتبه از این مشکل حرف زده و گفته اند که اجرای برنامه ها تنها در بازه ای از زمان ممکن است و بودجه هم باید همان وقت برسد؛ تا آب به دریاچه نیمه خشک بریزد. مسعود تجریشی، مدیر دفتر برنامه‌ریزی و تلفیق ستاد احیای دریاچه ارومیه می گوید با وجود این شرایط اما وعده ها برای تخصیص اعتبار هنوز عملی نشده و دریاچه هم به انتظار نشسته است. این میان در سکوت مجلس نشینان، که انتظار می‌رفت احیای دریاچه ارومیه به عنوان یکی از مطالبات مهم مردم و همچنین یکی از وعده های اصلی رئیس جمهور، دغدغه بهارستانی ها هم باشد اما تنها رئیس کمیسیون کشاورزی بود که درد دل مسئولان ستاد احیا را مطرح کرد. این موضوع در حالی که برنامه ششم توسعه هم ردی از دریاچه ارومیه ندارد و حتی تبصره هایی برای خودکفایی در تولید محصولات کشاورزی لحاظ کرده اما امید دست اندر کاران ستاد احیای شده است؛ ستادی که سه سالی است بهبود وضعیت بزرگترین دریاچه کشور، تمام هم و غم اعضایش شده. تجریشی که رئیس پارک علم و فناوری دانشگاه صنعتی شریف نیز هست، در این گفت و گو از دغدغه های ستاد احیای دریاچه می گوید؛ از احتمال پایین آمدن تراز دریاچه ، جزئیاتی از مشکلات برنامه ششم توسعه و پروژه هایی که در نبود بودجه نیمه کاره مانده اند.

 شما دو ماه پیش از تخصیص 300 میلیارد تومان برای پرداخت مطالبات پیمانکاران پروژه‌های احیای دریاچه ارومیه خبر داده بودید، آخر این بودجه به دریاچه رسید؟

قول داده بودیم که با مردم صادقانه صحبت کنیم. تا امروز فکر می کردیم 300 میلیارد تومان را داده‌اند، اما پیگیری‌ها نشان داد که خیر. هنوز بودجه‌ای نداده‌اند، حتی یک ریال و چون بر اساس تبصره 36 قرار است اوراق به دستگاه‌های اجرایی داده شود، سازمان برنامه و بودجه باید آئین‌نامه این اوراق را تنظیم و بعد از توافق بر روی جزییات انتشار با وزارت اقتصاد، خزانه پرداخت نماید، امکان دارد این بودجه‌ی تا آخر سال به دستگاه‌های اجرایی نرسد.

این اظهار نظر که در طول سه سال گذشته فقط دو سانتی متر رشد کرده، چقدر صحیح است؟

برای تراز، باید یک روند را بررسی کرد. در طی 20 سال اخیر منتهی به 1393 هر سال 40 سانتی متر تراز دریاچه کاهش پیدا کرده . ما در باره شرایطی 20 ساله حرف می زنیم، نه یک سال. به عبارت دیگر در این مدت 8 متر از تراز دریاچه را از دست داده ایم. وقتی در سال 1392 فعالیت ستاد آغاز شد، تراز 1270.53 بود و بررسی نشان می دهد که اول دی 1395،این شاخص به 1270.55 رسیده است. یعنی به جای اینکه در طی این سه سال، تراز یک متر و 20 سانتی متر کاهش پیدا کند، 2 سانت بیشتر شده است. از طرف دیگر اگر به سال گذشته نگاه کنیم، تراز دریاچه به طور حدودی 26 سانتی متر بیشتر است. وقتی دریاچه ها را نگاه می کنیم، نوسانات سالانه هم در نظر می گیریم.  برای همین است که اکنون می گوییم دریاچه به تثبیت رسیده؛ یعنی نگذاشتیم در سه سال اخیر، بر اساس آنچه در 20 سال اخیر در آن اتفاق افتاده، روند افت دریاچه تکرار شود.

چرا اگر تا بهار آینده پروژه های دریاچه به اجرا گذاشته نشود، تراز دریاچه باز هم پایین خواهد آمد؟

باید به این نکته توجه کرد که در شمال غرب کشور آب و هوایی کوهستانی و سرد داریم. همین حالا اگر بخواهیم کار عمرانی در دریاچه ارومیه یا حاشیه آن انجام دهیم در گل فرو می رویم، به خاطر بارندگی و ریزدانگی خاک. یا مثالی دیگر اینکه یکی از پروژه ها ساخت «سر دهنه» است. وقتی آب داخل کانال‌ها نیست می‌شود سردهنه ساخت. وقتش اوایل پاییز یا بهار است که باران می آید، اما وقتی بودجه نباشد این کار عقب می افتد. برای این کار باید در 6 ماه اول سال بودجه را گرفته باشیم. با توجه به وابستگی پروژه ها به اقلیم، اینکه آخر اسفند بودجه بدهند و بگویند تا خرداد خرجش کن، تقریبا غیر ممکن است.

نمونه هایی از 173 پروژه ای بگویید که باید نیم سال اول سال جاری اجرا میشد اما بخش از آنها به خاطر نبود بودجه نیمه تمام مانده یا انجام نشده است؛ برنامه های فرعی که در نهایت به احیای دریاچه ختم می شود.

دسته‌ای از این پروژه‌ها، برنامه‌های کنترل گرد و غبار هستند. سلامت مردم حاشیه دریاچه، مهمترین دغدغه ما است. اگر این اقدامات انجام نشود و امکان کشاورزی هم در آنجا نباشد، همه کوچ می‌کنند. برای همین بخشی از بودجه ما به سمت این مسئله رفت. از طرف دیگر برای اولین سال قرار بود بخشی از این بودجه را به ترویج و آگاهی رسانی مردم اختصاص دهیم و همچنین مقداری را برای سردهنه سازی در نظر گرفتیم. قسمت قابل توجهی از بودجه را در نظر گرفتیم تا آب را با سازه های تنظیمی کنترل کنیم تا بدانیم چقدر برداشت شود. برای پیشنهاد بذرهای کم مصرف به کشاورزان هم بودجه ای در نظر گرفتیم.

از سوی دیگر یک سری از پروژه های ما در راستای کنترل برداشت آب بوده که امسال باید بهشان پول می دادیم اما ندادیم. حتی طلبکار هم هستند. به همین خاطر سال آینده وقتی شروع کشت شود، گشت بازرسی نمی تواند برداشت های غیرقانونی را کنترل کند. بخشی از منابع ما به این سمت رفته بود که جنوب دریاچه را برای جلوگیری از کشت و زرع قرق کنیم. این هم از پروژه های قطع شده  دیگر است. در این میان بعضی پروژه ها هم که لک و لک پیش می رود. مثلا برای تصفیه خانه هایی که قرار بود پساب را به سمت دریاچه تصفیه کنند، منابع مالی در نظر گرفته نشد. این البته به معنی تعطیلی قطعی اینها نیست اما مطمئنا با این روند، آب هم دیرتر به دریاچه خواهد رسید.

تا الان کلا از بودجه های اختصاص یافته هزینه تثبیت وضع دریاچه چقدر شده است؟

برای سال 1395 که تا حال حاضر هیچ. اما در سال 93 و 94 مجموعا چهار صد و 73 میلیارد تومان از محل ماده 10 و 12 هزینه شده است؛ عمده بودجه های ما از همین محل پرداخت بوده است. همچنین بودجه دیگری به میزان 435 میلیارد تومان هم هست که ازمحل بودجه صندوق توسعه هزینه شده. این بودجه از محلی است که  می دانیم فعلا به آب تبدیل نمی شود تا به دریاچه بریزد؛ بودجه ای که اگر ستاد دریاچه ارومیه هم نبود باید خرج می‌شد. به عبارتی کل پولی که دولت برای احیای دریاچه داده 473 میلیارد تومان است که به اضافه برداشت از صندوق توسعه و پولی که دستگاه های اجرایی برای دریاچه خرج کرده اند در مجموع  به 1050 میلیارد تومان هم نمی رسد.

به هر حال به دستگاه های اجرایی گفته بودیم پروژه ها را انجام دهید، پول میرسد. در حال حاضر دستگاه های اجرایی چیزی در حدود 675 میلیارد تومان بدهکارند. با ادامه این روند مطمئنا بقیه پروژه ها را که در حال انجام بوده را هم ول می کنند.

به تازگی محمدعلی شاعری، رئیس کمیسیون کشاورزی در مجلس شورای اسلامی درباره دریاچه ارومیه صحبت کرده و از همین مشکلات گفته است. چقدر این دست فعالیت ها در قوت گرفتن روند احیا موثر است؟

نماینده مجلس باید از دغدغه‌های مردم منطقه آذربایجان و دریاچه ارومیه نیز صحبت کنند؛ ولی مدت‌هاست کسی در این مورد صحبت نکرده باید بگویم از آقای شاعری بسیار متشکرم. او اگرچه نماینده بهشهر است اما برای دریاچه ارومیه به عنوان سرمایه‌ای ملی اهمیت قائل بوده و در جایگاه رئیس کمیسیون کشاورزی می‌دانم تلاش گسترده ای داشته است و نگران این مسئله است. انتظار داریم دیگر نماینده‌های مجلس، کاری کنند، دست کم نماینده‌های آذربایجان در درباره اینکه از بودجه سال 95 ریالی داده نشده، صحبتی کنند. متاسفانه این سکوت جای گلگی است.

مدتی پیش کلیات لایحه برنامه ششم توسعه تصویب شد، دریاچه ارومیه چقدر در برنامه دیده شده است؟

هیچ رد پایی نیست. حتی نامه‌ای به نمایندگان مجلس نوشتیم و گفتیم شاید بهتر باشد در این برنامه برای تالآب‌هایی که در اثر توسعه کشاورزی و نبود مدریت صحیح در حال از بین رفتن هستند، ردیفی در نظر گرفته شود و اسمشان هم بیاید تا دولت را موظف به احیای آنها کند اما متاسفانه این مسائل در برنامه دیده نشده است. حتی مجلس دولت را مکلف کرده که در بسیاری از اقلام کشاورزی خودکفا بشود، حساب کردیم که این یعنی 22 و نیم میلیارد متر مکعب آب جدیدی که باید مصرف شود. یعنی نه تنها آنها که خشک بوده‌اند، احیا نمی‌شوند بلکه بقیه تالآب‌های دیگر هم به خاطر توسعه کشاورزی خشک می‌شود.

به توسعه باغ و اراضی در برنامه ششم اشاره کردید، با توجه به مغایرت آن با هدف کاهش تولید محصولات در استان آذربایجان، آیا می‌شود دریاچه را از این قاعده مستثنی کرد؟

مشکل برنامه ششم همین تناقضات است. پیچیدگی هم به خاطر این تناقض‌ها پیش می‌آید. وقتی هدف توسعه کشاورزی به خاطر بهبود معیشت مردم است، اما می‌بینیم در 5 سال اخیر کشاورزان آذربایجان غربی و شرقی از لحاظ  معیشبت  و درآمد خانوار وضعشان بدتر شده و حتی به نسبت کشاورزان  کل کشور هم درآمدشان بیشتر کاهش پیدا کرده، یعنی با اینکه در سالیان اخیر کشاورزی توسعه داشته و آب بیشتری مصرف شده اما معیشت بهتر نشده است. در جایی از برنامه ششم به تعادل بخشی و در جای دیگری به خودکفایی اشاره شده است . خودکفایی  یعنی باید از آب‌های زیرزمینی و سطحی برداشت کرد، در این صورت تعادل بخشی چطور اتفاق بیفتد؟ این تناقضات متاسفانه ممکن است آینده توسعه پایدار کشور و تعادل در قالب منابع و مصارف آب را دچار مشکلات جدی کند.

این میان تبصره 11 درباره افزایش 25 درصدی شاخص محیط‌زیست گفته، این چقدر می‌تواند کمک کند؟

 این تبصره هیچ معنی عملیاتی ندارد. شاخص زیست محیطی در ادبیات علمی هیچ معنی عملیاتی قابل سنجش و ارزیابی ندارد. مثلا اینکه در بحث تعادل بخشی وقتی گفته می شود باید تراز  یا بیلان منفی آبخوان ها به فلان رقم برسد معنی دارد یا اینکه حجم و سطح تالاب ها باید به 10 سال پیش برگردد هم معنی دارد ولی افزایش 25 درصدی شاخص محیط زیست کاملا بی معنی است. اگر دولت می‌خواست به این عمل کند دیگر نمی شود گفت که چرا وضع بختگان بهتر نشد. تالاب ها باید سطح و آب داشته باشد و از خشکی دربیاید، این ها شاخص‌هایی کمّی است. اما شاخص محیط زیستی مورد بحث اصلا به عنوان یک کار عملیاتی در حوزه آب و کشاورزی قابلیت نظارت و پایش ندارد.

پس به چه چیز می توان امیدوار بود؟ نتیجه این تناقضات چیست؟

در عملیاتی شدن  برنامه ها یک سری دیدگاه در نظر گرفته می‌شود. در جدول اولیه ای که میزان سرمایه‌گذاری را نشان می داد، بخش کشاورزی کمترین نرخ سرمایه‌گذاری را در بخش‌های تولیدی داشت. زمانی می‌توان خودکفا بود که به‌طور نسبی روی بعضی محصولاتی که مزیت نسبی داریم، سرمایه‌گذاری کنیم. در حال حاضر در بخش‌کشاورزی به ازای هر یک متر مکعب آبی که مصرف می‌شود در حدود 700 گرم ماده خشک تولید می‌شود. باید روی کشاورزی، بذر و ترویج و سازه‌های اندازه‌گیری سرمایه‌گذاری کنیم تا بتوانیم بهره‌وری بالاتری داشته باشم. اگر  روندی که در برنامه گذشته ما بود، در برنامه ششم هم ادامه پیدا کرد. مطمئنا باید انتظار جا به جایی‌های گسترده به دلیل  نبود آب داشته باشیم، بعد سطح آب‌های زیرزمینی پایین خواهد آمد و نشست زمین اتفاق خواهد افتاد، اینها خسارت های اقتصادی به همراه دارد، زمین خشک می شود و سیلاب هم در پی اش خواهد آمد. بعد از این پوشش گیاهی از بین رفته و گرد و غبار هم ایجاد می‌شود. اینها البته مشکلاتی است که به دنبال بی توجهی در همه دنیا رخ داده است.

دسته بندی موضوعی:

افزودن دیدگاه جدید