پرويز کردواني: وقتي آب را از کارون بگيرند و کشاورزي نشود، ريزگرد بلند مي شود

عصر ايران/ متن پيش رو در عصر ايران منتشر شده و انتشار آن به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست

پرويز کردواني: وقتي آب را از کارون بگيرند و کشاورزي نشود، ريزگرد بلند مي شود

 

 


چند سالي است که بروز پديده مخرب گرد و غبار بيش از نيمي از استان هاي کشورمان را دچار مشکل کرده است و هر بار که اين پديده تشديد شود آسيب هايي به انسان ها وارد مي کند از جمله آسيب هاي تنفسي.
تشکيل کانون هاي گرد و غبار يا ريزگرد، علت هاي مختلف و متنوعي دارد. انتقال آب بين حوضه اي است و در آن، آب از حوزه آبريز يک رود به حوضه آبريز رود ديگر انتقال داده مي شود.
با توجه به اظهارات متنوع و گاه متناقضي که در زمينه ميزان اثرگذاري انتقال آب بين حوضه اي وجود دارد عصر ايران در اين زمينه با دکتر پرويز کردواني گفت و گو کرد. کردواني، ليسانس و دکتراي کشاورزي خود را در رشته کشاورزي و در ايران و آلمان گرفته است و مطالعات زيادي در ارتباط با کوير و بيابان دارد.
وقتي آب را از کارون بگيرند و کشاورزان کشت نکنند ريزگرد بلند مي شود/نياز به مديريت صحيح براي استفاده از منابع آبي کشور
برخي ايده ها و ديدگاه هاي او را ديگران نپذيرفتند که به طور مشخص مي توان به بي فايده بودن احياي درياچه اروميه اشاره کرد. کتاب هاي «مناطق خشک»، «مسائل و منابع آب در ايران» و «حفاظت خاک» ،«جغرافياي خاک ها»«خشکسالي و راه هاي مقابله با آن» از جمله تاليفات دکتر کردواني هستند.

*
آقاي دکتر کردواني شما در آلمان و در سال 1345 دکتراي مربوط به عمران کوير گرفته ايد؟

-
رشته من کشاورزي بود. حدود يک تن خاک از کويرهاي ايران به خارج از کشور برديم و 4 سال کشت در آن خاک ها انجام دادم. در ابتدا گندم کاشتم و بعد کلم چيني کاشتم. عين کشاورزها و در ظرف هاي مخصوص. در آن زمان 4 نوع کود به آن خاک ها دادم و مي خواستم ببينم بهترين کود براي زمين هاي کويري و نمکزارهايي که آباد مي شود کدام است.

از سال 1341 تا 1345 دکترا گرفتم. آن موقع آلمان شرقي و آلمان غربي داشتيم. در آن زمان شهر بن پايتخت آلمان غربي بود. من در دانشکده کشاورزي دانشگاه فردريک ويلهلم تحصيلاتم را ادامه دادم در شهر بن.

*
پس رشته شما کشاورزي بوده است؟

-
بله. کشاورزي بوده است. چون پدرم 300 هکتار کوير و نمکزار را آباد کرده بود من در رشته کوير ادامه تحصيل دادم. در زمان تحصيل درآلمان، نامه اي براي ايران نوشتم که يک تن خاک براي من به آلمان بفرستيد. در آن زمان نمي گذاشتند خاک از ايران صادر شود. چون خاک از ناموس بالاتر است.

آقاي دکتر عليقلي اردلان که سفير ايران در آلمان بود نامه نوشت يک دانشجوي ايراني هست که پدرش کوير را آباد کرده است مي خواهد در مورد کوير تحقيق کند.

اجازه دادند 750 کيلو گرم خاک را در چند گوني براي من بفرستند و از ايران تا آلمان هزار و 125 تومان کرايه آن شده. از ايران تا ترکيه با اتوبوس شرکت تي بي تي فرستادند و از ترکيه به آلمان هم با قطار ارسال شد.

در خاک کوير، گياهان زراعتي عمل نمي آيد و شوري آن زياد است. اگر بخواهيم گياه عمل بيايد خاک بايد آباد و احيا شود. يعني شستشو بدهيم. پدرم زمين کوير را کرت بندي مي کرد و هر سال 40 هکتار يا 50 هکتار کرت بندي مي کرد و آب رودخانه را به آن مي بست و مثل درياچه مي شد که آب در خاک نفوذ کند و نمک را با خودش به پايين برود و کوير قابل استفاده شود.

عنوان تز من اثر انواع کودهاي مختلف شيميايي و حيواني روي محصولات کشاورزي در خاک هاي شور بود.

وقتي آب را از کارون بگيرند و کشاورزان کشت نکنند ريزگرد بلند مي شود/نياز به مديريت صحيح براي استفاده از منابع آبي کشور

*
چرا از عنوان عمران کوير براي رشته خود استفاده مي کنيد؟

-
اين همان است يعني کوير را آباد کرده ايم. کلمه عمران کوير را به کار مي برند. کوير هم يعني نمکزار. جايي که ماسه است و اين ماسه حرکت مي کند، کوير نيست. کوير و بيابان با هم فرق دارند.

کوير، نمکزار است. در زبان عربي نامش سبخ است. در زبان انگليسي هم به آن سالت لند(Salt Land) مي گويند. بيابان نيز يک منطقه وسيع است که از لحاظ پوشش گياهي و آب، فقير يا فاقد آن است. عرب ها به آن صحرا مي گويند. انگليسي ها نيز به آن دزرت(Desert) مي گويند. بنابراين تخصص من در کوير است و کوير را آباد کرده ام.

*
الان که ما مي گوييم کوير لوت غلط است و بايد بگوييم بيابان لوت. درست است؟

-
بله. اين که مي گويند يزد يک استان کويري است، غلط است. يزد، بياباني است و چند قطعه کويري دارد. در بيابان ممکن است نمکزار يا کوير وجود داشته باشد.

کوير، خاک شور و نمک دارد ولي بيابان ممکن است ماسه يا خاک رس داشته باشد و نمک کمتري دارد. در کوير، تمرکز نمک به حدي است که قابل رويش براي گياه زراعتي نيست.

*
يکي از عللي که گفته مي شود بيابان زايي ايجاد مي کند بحث انتقال آب بين حوضه اي است. به اعتقاد شما انتقال آب بين حوضه اي چقدر در بيابان زايي در مبداء انتقال آب تاثير دارد؟

-
بيابان منطقه وسيعي است که گياه نداشته باشد. محدوده 4 هکتاري يا 5 هکتاري که پوشش گياهي نداشته باشد به آن بيابان نمي گويند. اين بيابان زايي است.

*
بيابان زايي مي تواند تاثير داشته باشد در اين که کانون گرد و غبار شکل بگيرد.

-
يکي از کانون هاي گرد و غبار، بيابان زايي است. براي مثال تالاب و باتلاق داشته ايم و پوشش گياهي داشته است. آن منطقه بياباني نبوده است ولي وقتي خشک شود، ماشين در آنجا رفت و آمد کند، بقاياي پوشش گياهي له و نرم شود و خاک آن نرم شود، ريزگرد راه مي افتد.

درياچه هاي طشت و بختگان در استان فارس قرار داشتند. اين درياچه ها خشک شدند. قبلا براي اين که سنگ معدن را از ني ريز به شيراز ببرند، قبلا کاميون هاي حمل کننده سنگ درياچه بختگان را دور مي زدند ولي از وقتي که درياچه خشک شد کاميون ها از وسط درياچه خشک شده عبور کردند اين باعث مي شود ريزگرد از آنجا بلند شود.

استهبان در دامنه جنوبي درياچه بختگان، قرار دارد. در استهبان انجير ديم مي کاشتند. مهمترين آفت براي انجير، ريزگرد است. اگر ريزگرد باشد درخت انجير خشک مي شود. پس درياچه ها، خشک شدند و کاميون ها در آن رفت و آمد کردند.

همچنين چاه هاي آب عميق و نيمه عميق تاسيس کردند. چاه هاي آب را حتي تا 600 متر حفر مي کنند. در جهرم يک زماني چاه در عمق 35 متري به آب مي رسيد و الان در عمق 600 متري به آب مي رسد. اين نوع دشت ها پوشش گياهي داشتند. گياهان هم از آب زيرزميني استفاده مي کردند. وقتي چاه 100 متري يا 400 متري تاسيس مي کنند ريشه گياهان به آب نمي رسد و خشک مي شوند. پس بيابان ايجاد مي شود.

در چنين مناطقي اگر ماسه وجود داشته باشد ماسه هاي روان راه مي افتد و اگر نداشت ريزگرد راه مي افتد.

*
علل ديگر شامل چه مواردي مي شود؟

-
وقتي هوا گرم شده و کره زمين گرم شده و بارندگي کم شده است دشت ها پوشش گياهي خودشان را از دست مي دهند. در نتيجه پوشش گياهي دشت ها بر اثر گرما از بين مي رود. در اين مناطق هم ريزگرد بلند مي شود.

از سال 1340 تا به حال بيابان زدايي انجام مي داديم. به اصطلاح مقابله با بيابان زايي انجام مي شد. جنگل کاري مي کرديم مثل جنگل هاي تاغ. هزاران هکتار گياه جنگل کاشتيم. براي مثال از تهران تا مشهد. يعني گرمسار و سمنان و دامغان و شاهرود. اين جنگل ها، همه خشک شد. براي مقابله با بيابان زايي اين جنگل ها را کاشتيم.

هزاران هکتار در جنوب گرمسار و سرخه و سمنان، تاغ کاري انجام شد. همه اين جنگل ها خشک شده. براي اين که در شهرهاي سمنان، گرمسار، دامغان، چاه هاي آب زيادي تاسيس شد و در دشت هاي پايين دست هم چاه براي کشاورزي تاسيس کردند، در نتيجه اين جنگل ها دچار مشکل شدند.

در زماني که اين جنگل ها را مي کاشتند در دشت ها سطح آب بالا بود. بعد از کاشتن گلدان هاي تاغ، به مدت 2 سال با تانکر به آن گياهان آب مي دادند تا ريشه آنها به آب زيرزميني برسد و ديگر نياز به آبياري نبود. اما جنگل هاي دست کاشت ما خشک شده است.

يک مورد ديگر که ريزگرد دارد زمين هاي کشاورزي رها شده است. وقتي که به زمين، آب نمي دهند و کشت نمي کنند مشکل به وجود مي آيد. در چند سال اول ريشه هاي گياهان خاصيت چسبندگي دارد ولي اگر 15 سال گذشت آن چسبندگي از بين مي رود.

در خوزستان اگر قبلا ريزگرد مي آمد منشاء آن از عراق و شرق اردن و عربستان بود و صحراي آفريقا يعني از مصر مي آمد. الان در خوزستان منشاء داخلي هم به وجود آمده است. در استان اصفهان هم اگر 20 سال به زمين کشاورزي آب ندهند ريزگرد درست مي شود. در گرمسار و سمنان هم همين طور.

وقتي در زمين زراعي، کشت نکنيم مشکل به وجود مي آيد. اين ريزگردهايي هم که بلند مي شود اغلب سرطان زا هستند. چون به زمين هاي زراعي، کودهاي ازت و فسفات داده اند. در ابتدا که مي خواهند در زمين کشت کنند کود فسفات مي دهند و در طول کشت کود ازت به زمين مي دهند. حدود 70 درصد کود فسفات در زمين مي ماند و 30 درصد آن توسط گياه جذب مي شود. زمين هاي ما از کود فسفات اشباع هستند. وقتي زمين خشک مي شود و ريزگرد بلند مي شود اين فسفات ها هستند که راه مي افتند. فسفات ها نيز سرطان زا هستند.

*
در استان هايي مثل خوزستان که تشديد ريزگردها داريم عوامل خاص ديگري هم در بروز اين پديده نقش دارند؟

-
يک عامل در آنجا به چاه هاي نفتي است که در خوزستان حفر مي کنند. يک بخش از ريزگردها مربوط به گازهايي که در در لوله ها و فلرهاي گاز آتش مي زنند. آن بالا مثل دوده بخاري است. آن هم به ريزگرد تبديل مي شود. مثل ريزگردي که از ماشين ها و در ترافيک ايجاد مي شود.

صنايعي در اهواز و بندر امام و ماهشهر تاسيس کرده اند و فاضلاب آنها به دشت مي ريزد. بعضي از فاضلاب ها در منطقه بندر امام و نزديکي خليج فارس که به دريا مي ريزد و به همين دليل بعضي ماهي هاي آنجا را مصرف نمي کنند و نمي خورند.

عامل ديگر ايجاد کننده ريزگرد به طرحي برمي گردد که مي خواهند 500 هزار هکتار از زمين هاي خوزستان را براي کشاورزي تسطيح کنند. اين 500 هزار هکتار را با لودر تسطيح مي کنند و خاک را از جاي بلندتر به جاي پست تر مي ريزند. تسطيح زمين ريزگرد ايجاد مي کند.

*
برخي نظرشان اين است که آب زيادي از خوزستان به دريا مي ريزد و نتيجه مي گيرند که اگر از سرچشمه اين آب ها مثل رود کارون به استان هاي ديگر انتقال داده شود اشکالي ندارد.

-
از بستر رود کارون، ريزگرد بلند نمي شود. چرا که بستر آن ريگ است. وقتي رودخانه خشک شود بيابان درست نمي کند. پايين دست سدهايي هم که ساخته اند ريگ و شن و ماسه است. با اين کار بيابان ايجاد نمي شود.

در خوزستان ريزگرد داريم ولي همراه است با شرجي و خاموش شدن برق و نداشتن آب. اولا خوزستان سه منطقه متفاوت دارد. در قسمت شمالي ان، هيچ اتفاقي نمي افتد. اين اتفاقاتي که رخ داده است مربوط به جنوب و مرکز استان خوزستان است. اهواز در قسمت مرکزي خوزستان است و آبادان و خرمشهر در جنوب آن استان قرار دارند.

استان خوزستان وضع خاصي دارد. بيابان ربع الخالي در عربستان و جنوب خليج فارس قرار دارد و شمال عربستان تا دوبي امارات امتداد دارد و حتي توريست ها را مي برند و شن و ماسه هاي بيابان را به آنها نشان مي دهند.

وقتي که آفتاب به شن و ماسه هاي آن بيابان مي خورد گرم مي شود و باد داغ آن از جنوب خليج فارس به خوزستان مي آيد. رطوبت خليج فارس را هم مي گيرد و به شرجي تبديل مي شود و رطوبت نسبي هوا به 80 درصد و بيش تر مي رسد و داغ و گرم است.

*
آبي که از سرچشمه هاي کارون گرفته مي شود و به زاينده رود انتقال داده مي شود اين انتقال آب از حوضه آبريز رودها حقيقتا چقدر در ايجاد کانون هاي گرد و غبار خوزستان تاثير دارد؟

-
اثرات خاصي دارد. وقتي آب را از کارون بگيرند و کشاورزان کشت نکنند ريزگرد بلند مي شود. الان هم مي خواهند زمين هاي زيادي را براي کشت تسطيح کنند. تسطيح اين زمين ها، ريزگرد ايجاد مي کند ولي وقتي آب داشته باشد و آبياري کنند ريزگرد ندارد.

*
آب کارون در نهايت به تالاب شادگان مي ريزد. اگر از سرچشمه هاي کارون آب کمتري وارد کارون شود چه تاثيري دارد؟

-
از آب آنجا براي مزارع نيشکر استفاده مي کنند. پساب نيشکر، بن آب است و اين بن آب به کارون مي ريخت. گفته شد که آب مزارع نيشکر به تالاب شادگان بريزد. هر چه آب رودخانه ها کمتر شود در پايين دست، ميزان کشت کمتر مي شود و پوشش گياهي کم مي شود.

در استان خوزستان، چاه هاي آب زيادي تاسيس کرده اند. در دشت ها نيز چاه هاي زيادي ايجاد کرده اند. به همين دليل سطح آب پايين رفته است و دشت ها خشک شده اند. قبلا در استان خورستان، چاه وجود نداشت. يک سوم آب ايران به خوزستان مي ريخت. آب رودخانه هاي کارون، کرخه، دز، جراحي و زهره به خورستان مي ريخت.

در سال 1372 اينقدر آب کارون زياد بود که خيابان هاي اهواز زير آب رفته بود. در سال هاي اخير چاه ايجاد کرده اند. وقتي چاه مي زنند باعث مي شود دشت ها خشک شود. يکي از پيامدهاي تاسيس چاه اين است که پوشش گياهي را خشک مي کند و باعث بيابان زايي مي شود.

پس يکي از علل بروز ريزگرد، تاسيس چاه است. حدود 270 دشت را به عنوان دشت ممنوعه اعلام کرده اند. يعني کسي حق ندارد براي کشاورزي چاه بزند ولي براي مصرف شهر و روستا مي گذارند. قبلا از چاه نيمه عميق استفاده مي کردند ولي بعدا گفتند بيش تر آب مي خواهيم. چاه ها از نيمه عميق به عميق تبديل شد و در حقيقت آب را غارت کردند.

من در يکي از کتاب هايم در سال 1363 اين موضوع را مطرح کردم. در رفسنجان چاه آب با عمق 400 متر ايجاد کرده اند. حتي در جهرم چاه با عمق 600 متر ايجاد کرده اند. اين چاه ها، قنات ها را هم خشک کرد.

*
در وبلاگ «مهار بيابان زايي» درباره تاثير عوامل تشديد کننده جريان بيابان زايي نظرسنجي اينترنتي انجام شده و 2300 نفر نظر داشرکت کرده و در بين 10 عامل بيش ترين راي را به عامل فقر مديريتي داده اند با 45 درصد و براي انتقال آب بين حوضه اي که بر بيابان زايي تاثير مي گذارد دو و 4 دهم درصد راي داده اند و سدسازي در رتبه دوم است با 21.8 درصد.

-
عامل اصلي در بيابان زايي، فقر مديريتي و مديريت غلط است. برخي هم مي گويند آمريکا سدهاي خود را تخريب کرده است. اين موضوع درست نيست. چرا بايد سد را خراب کنند. اگر دريچه هاي آب سد را باز کنند مي توانند به زمين هاي پايين دست سد، آب بدهند.

يک عده طرفداران افراطي محيط زيست مي گويند سد بد است. در صورتي که همين سيلاب هايي که راه افتاد هر جا سد داشت کسي را نکشت و زمين ها را نشست. يکي از محاسن سد اين است که سيلاب ها را مهار مي کند.

وقتي سد ساخته مي شود بخشي از آب آن در زمين نفوذ مي کند. در زماني که سد درودزن را در شمال غربي مرودشت و در منطقه درودزن ساختند کل آن منطقه آب لمبو شد. برخي خود را طرفدارمحيط زيست مي دانند ولي متوجه بعضي مسائل نيستند. براي مثال مي گويند سد زاينده رود باعث شد باتلاق گاوخوني خشک شود. در حالي که با ساختن سد زاينده رود، آب را ذخيره کردند. زاينده رود اصلا سال ها در فصل تابستان آب نداشت.

بعد از ساختن سد زاينده رود، اگر مديريت صحيح وجود مي داشت سهم آب باتلاق گاوخوني را مي داد، سهم روستاهاي هرند و ورزنه در شرق استان اصفهان را هم مي داد تا کشاورزي خودشان را داشته باشند. آبي هم که در سد مي ماند به شهر و صنعت داده مي شد. در نتيجه توسعه پايدار داشت.

اما گفتند اول به شهر آب بدهيم. پشت سر آن هم به صنعت آب دادند. به همين دليل آب به بخش کشاورزي نمي رسد يا آب کمتري مي رسد.

*
به طور مشخص نظر شما در مورد انتقال آب بين حوضه اي چه هست؟

-
من در سال 1392 در مصاحبه اي گفتم هر استاني را که مي خواهيد نابود کنيد به آن آب بدهيد. براي اين که وقتي به جايي آب را انتقال مي دهيم و بعد آب را به شهرها و استان هاي مختلف مي دهيم به مردم اين شهرها و استان ها نمي گوييم آب مال جاي ديگري است و بايد صرفه جويي کنيد.

جايي که آب به آن انتقال داده شده است احيا نشده است. مي گويند اگر بچه اي را مي خواهيد بيچاره کنيد به او پول زياد بدهيد. در استان هاي اصفهان و يزد، آب را به شهر و صنعت دادند و 90 درصد روستاهاي يزد خالي از جمعيت شد. اگر به کشاورزان آب مي دادند کار خوبي بود و باعث مي شد ساکنان روستاها به شهر مهاجرت نکنند.

انتقال آب و با مديريت غلط باعث شد که روستاها تخليه شوند و ساکنان روستاها به شهر مهاجرت کنند و باز آب کم بياوريم.

*
چرا از زمان شيخ بهايي در دوره صفويه دنبال اين بودند که انتقال آب بين حوضه اي انجام بدهند و آب را به زاينده رود انتقال بدهند؟

-
انتقال آب بين حوضه اي از صدها سال پيش انجام شده است. اما در قرن هاي گذشته امکانات کم بود. آب کم بود و نياز داشتند انتقال آب را انجام بدهند. بعضي ها مي گويند در قديم هم تشخيص دادند که سد خوب نيست و بنابراين سد تاسيس نکردند. در حالي که آن موقع امکانات نبود و سيمان نداشتند ولي حتي در دوره قبل از اسلام سد کوچک ساختند. قبلا به سد مي گفتند بند.

بند بهمن، اولين سدي است که ساخته شده و مربوط به 2 هزار سال پيش است. اين سد را در 35 کيليومتري جنوب شيراز و در منطقه کوار و روي رودخانه قره آقاج ساختند و با استفاده از سنگ و ملات ساروج. با ايجاد کانالي از آب بند(سد) براي کشاورزي استفاده مي کردند.

*
شما گفتيد که اگر به جايي آب انتقال بدهيم آنجا را خراب مي کنيم.

-
ما وقتي آب انتقال مي دهيم بايد بگوييم صرفه جويي کنند. مديريت ما غلط است و کارها را ناتمام انجام مي دهد. رود قزل اوزن از 4 استان مي آيد و به سد سفيدرود در استان گيلان مي ريزد. مي خواهند سدهاي زيادي روي آن تاسيس کنند. من مخالف اين نوع سد ساختن هستم.

ما اول بايد ببينيم مردم يک منطقه به درستي از آب استفاده مي کنند يا نه. اول بايد مردم را تشويق کنيم که کمتر آب مصرف کنند و شير کم مصرف و دوش کم مصرف به مردم بدهيم و شير آبياري قطره اي بدهيم.

آب گرفتن از جاي ديگر مثل وام گرفتن است. وقتي که وام بگيريم چون بايد بهره آن را بدهيم بيچاره مي شويم.

*
اگر انتقال بين حوضه اي براي مصرف انساني باشد و مثلا از سرچشمه هاي کارون براي يزد و کرمان آب برود از ديد شما اشکال دارد؟

-
ما اگر آب انتقال مي دهيم بايد شير و دوش کم مصرف هم به مردم بدهيم و صرفه جويي در مصرف آب اتفاق بيفتد. اين که مي گويند بخش کشاوري 92 درصد آب را مصرف مي کند درست نيست. در شهر، چمن مي کارند و برج مي سازند. همه اينها باعث مي شود مصرف آب زياد شود.

اولا 20 درصد از آب تهران براي کشاورزي مي رود و در کرج 10 درصد مي رود. من قبول دارم که کشاورزان آب را هدر مي دهند ولي چطور؟ من خودم در چند روستا زمين کشاورزي دارم. ما الان در هر هکتار 2 تن گندم توليد مي کنيم ولي آلمان 13 تن توليد مي کند. پس کشاورز ما آب را هدر مي دهد. اما در اصل وزارت کشاورزي ما مقصر است.

*
بعضي ها مي گويند در ميزان آب انتقال يافته از سرچشمه هاي کارون به زاينده رود اغراق شده و آب زيادي وارد خورستان مي شود.

-
اين طور نيست که اغراق شده باشد. الان مي خواهند براي شهر کرمان از کوهرنگ آب ببرند. پر آب ترين نقطه ايران، چهار محال و بختياري است ولي چاه هاي آب مرکز آن استان يعني شهرکرد الان آب ندارد و خشک شده.

گفته مي شود که در دشت هاي دنيا معمولا 40 درصد از منابع آبي استفاده مي کنند و ما 80 درصد استفاده مي کنيم. در حالي که به نظر من اصلا وزارت نيرو نمي داند که چقدر آب زير زميني داريم. البته مي داند که سطح آب هر سال چقدر پايين مي رود. چون چاه است و اگر امسال در 8 متري زمين به آب مي رسد ولي سال ديگر در عمق 10 متري به آب مي رسد.

الان وزارت کشاورزي، چاه هاي آب غير مجاز را تعطيل مي کند. چاه هاي مجاز که پروانه دارند هم بايد به ميزان نصف قبلي آب برداشت کنند. اما فرض کنيم حتي ميزان برداشت آب را به يک سوم کاهش بدهيم ولي براي اين که ميزان توليد کشاورزي پايين نيايد ماشين آلات کشاورزي و بذر اصلاح شده به کشاورزان بدهند و کشاورزان ما به جاي 2 تن گندم مي توانند 10 تن گندم در هر هکتار توليد کنند.

اگر در استراليا ميزان برداشت آب چاه را کم مي کنند در عوض آن وزارت کشاورزي به کشاورزان بذر اصلاح شده مي دهد و محصول توليدي مثلا 2 برابر مي شود ولي در ايران وزارت نيرو ميزان برداشت آب چاه را کم مي کند و کار ديگري انجام نمي دهد.

*
وزير نيرو گفته است که آب انتقالي از طريق انتقال بين حوضه اي فقط بايد به مصرف انساني برسد.

-
در دهه هاي قبل در برخي مناطق ايران دستگاه آب شيرين کن داشتيم ولي از طريق لوله کشي آن آب را به مردم نمي دادند. مردم آب را با گالن براي خوردن به خانه مي بردند. اما الان اگر آب به جاي ديگر انتقال بدهيم ممکن است صرف کارواش شود يا خيابان را با آن شستشو مي دهند.

*
سدهايي که روي کارون و کرخه تاسيس شده است اگر حق آبه رودها و تالاب هاي پايين دست را بدهند چقدر تاثير دارد در اين که بيابان زايي اتفاق نيفتد؟

-
همه اين آب ها به تالاب ها مي ريخت. تالاب ها حوضه انتهايي رودها هستند. همه تالاب ها حق دارند آب دريافت کنند. موقعي که سد ساختند اگر سهم تالاب ها را مي دادند هم تالاب داشتيم هم کشاورزي داشتيم و هم شهر داشتيم و هم صنعت. اما الان با آب سدي مثل سد زاينده رود فقط مي توانيم به مردم آب بدهيم. اعلام شده که اولويت با مصرف شرب است.

به نظر من، امکان احياي تالاب هاي داخلي وجود ندارد. چون آب نيست. اگر بارندگي زيادي اتفاق بيفتد مي توانند به تالاب ها آب بدهند. براي مثال برخي افراد مي گويند سد کرخه خوب نيست. اما اگر سد کرخه نبود با بارندگي امسال و بر اثر سيل، نصف خوزستان نابود شده بود. وقتي سد کرخه پر شد دريچه هاي آن را باز کردند و آب به هورالعظيم رفت. سد کرخه داشت مي شکست و مجبور شدند دريچه هاي سد را باز کردند و در نتيجه آب به تالاب رفت.

نظريه جديد من با توجه به کمبود آب اين است که سهم آب کشاورزي را نصف يا حتي يک سوم کنيم و مصرف آب شهري و صنعت را نصف کنيم. چون آب نيست. اگر اين کارها را انجام ندهيم آب تمام مي شود ولي اگر آب بخش کشاورزي را نصف کرديم کشاورز نبايد ضرر کند و اگر مصرف آب شهري را کم کرديم مردم بايد بتوانند به خوبي زندگي کنند و مساله اي هم پيش نيايد.

دولت بايد بذر خوب و اصلاح شده و کود خوب به کشاورز بدهد که اگر آب بخش کشاورزي کم شد حتي ميزان توليد محصولات کشاورزي چند برابر شود و کشاورز هم ضرر نکند.

 

 

 

دسته بندی موضوعی:

افزودن دیدگاه جدید