مصوبه مجلس برای افزایش حق‌آبه ایران از هیرمند

مصوبه مجلس برای افزایش حق‌آبه ایران از هیرمند

 

اصلاحات نیوز؛ سید میلاد علوی – علی احمدنیا؛ رئیس سازمان محیط زیست و معاون رئیس جمهور دولت یازدهم در مفصل ترین گفتگوی مکتوب خود به سوالات و ابهامات پیرامون خود و سازمان تحت مدیریتش پاسخ می دهد.

اصلاح طلب است و این گرایش را هرگز انکار نکرده و نمیکند، مترجم، مولف، روزنامه نگار و البته، نخستین بانوی ایرانی است که پس از انقلاب شکوهمند اسلامی به سمت معاون رئیس جمهور رسید.

چهره ای جهانی دارد، هم به دلایل محیط زیستی هم سیاسی، شاید از آنروزی که به عنوان سخنگوی تسخیر کنندگان لانه جاسوسی قد علم کرد، دیگر اهل سیاستی نبود که او را نشناخته باشد.

سختی و تهمت و تخریب بسیار شنیده، از آنروزی که در فیلم تبلیغاتی ” نخست وزیر امام ” حضور یافت و از کم کاری ها و تبعیض های جنسیتی علیه بانوان ایرانی سخن گفت، میدانست موج این تخریب ها بیشتر هم خواهد شد اما سرخم نکرد، ایستاد و ایستادگی کرد تا دوباره در دولت اعتدال به خانه قدیمی خود یعنی سازمان محیط زیست بازگردد که اگر برنگشته بود، شاید امروز نه دریاچه ارومیه ای بود نه هورالعظیمی…

قهرمان زمین است به اعتبار جایزه سازمان ملل متحد، آمده است به داد سازمانی برسد که در دولت قبل همه چیز بود جز یک سازمان واقعی، مشکلات را فریاد میزند، اهل سکوت نیست، نه از گفتگو با BBC میترسد نه از گفتن حقایق، معتقد است ” خدا ” همیشه کمکش کرده و میکند.

مشکلات را میداند و به حق میپرسد؛ ” یعنی این مشکلات همش گردن خانوم ابتکاره؟ "، حق دارد، آلودگی هوا دلایل و ریشه های بسیار دارد و حل شدنش کار یک روز و دو روز نیست و زمان نیاز است اما کمتر اهل انصافی است که اعتراف نکند اوضاع امروز نسبت به دیروز و روزهای دولت قبل بهتر نشده…

بار دیگر نوک پیکار حملات رسانه های خاص به سمتش نشانه رفته، آمدیم تا بی پرده پاسخش را بشنویم، همراه باشید تا از خوستان و تهران، از فرزندانش، همسرش و پدر و مادرش ، از بنزین پتروشیمی، از مازوت، از بنزن و … بگوید…

متن گفتگو در ذیل به اطلاع میرسد؛

به عنوان سوال نخست به نظر خودتون، معصومه ابتکار دولت اصلاحات با معصومه ابتکار دولت اعتدال چه تفاوت هایی کرده؟

(با خنده میگوید)؛ ظاهرا به لحاظ سنی فرق کرده ام و سنم بالاتر رفته!!!

اما نسبت به آن روزها امروز تجربه همکاری پر افتخار با حجت الاسلام و المسلمین خاتمی و همچنین حضور به عنوان نماینده منتخب مردم تهران در شورای شهر را به همراه دارم،تجربه شورا یعنی انتخاب شدن از سوی مردم به جای مقام های انتصابی تجربه بسیار شیرینی بود اما روزهای بسیار سختی بود…

روزهای پر فراز و نشیب بسیاری را در شورا به ویژه بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ تجربه کردم اما به لطف خدا توانستم هم کنار مردم بمانم و بایستم و هم به عنوان نماینده آنان در شورا خدمت کنم،به هرحال تمام این تجربیات در کنار هم، کمکهای بسیاری به من کرده است.

روزهای نخست حضورتان به عنوان رئیس سازمان محیط زیست در دولت تدبیر را به خاطر دارید؟اوضاع چگونه بود؟

دولت دکتر روحانی در شرایطی کشور را به دست گرفت که به معنای واقعی لغت هیچ امکانی برای آزمون و خطا وجود نداشت،وضعیت بسیار خطرناکی بود و کشور در تمامی جنبه ها چون اقتصادی،امنیتی و… در آستانه یک پرتگاه عظیم بود،محیط زیست نیز از این قاعده مستثنا نبود و ما طبیعتی بسیار خسارت دیده را تحویل گرفتیم.

روزی که آمدیم آسیب های بسیاری به منابع آبی و طبیعت ایران وارد شده بود،آلودگی ها بسیار بیشتر شده بود و بی توجهی های مکرر به مقررات و توسعه های بی رویه جدی ترین آسیب ها را به محیط زیست کشور وارد کرده بود.

اما یکی از جدی ترین آسیب هایی که در آن زمان به کشور وارد شده بود،آسیب و ضرر به فرهنگ و اخلاقیات جامعه بود چرا که به واسطه نوع حکمرانی که اعمال شده، آسیب ها، حسارتها و تردیدهای فراوانی را بین مردم به ویژه جوانان به وجود آورده بود چرا که فاصله بین حرف تا عمل فراوان بود.

این شرایط برای مردم به خصوص جوانان که حس حق طلبی و عدالت طلبی را در نهاد خود دارند بسیار سخت بود،ما در ابتدای دولت دکتر روحانی با چنین شرایطی دست به گریبان بودیم و ترمیم این فاصله ها و شکاف های اخلاقی و روحی،هر کدام مشکلاتی خاص خویش را به همراه داشت.

 

اگر سالها بعد به امروز و عملکرد حدود ۴ ساله خود در سازمان محیط زیست دولت تدبیر نگاه کنید،بزرگترین اقدامی که انجام داده اید چیست؟

ببینید ما ظرف همین مدت حدودا ۴ ساله با تحمل تمام کاستی ها توانستیم کاری کنیم که مسئله محیط زیست پس از سالها فراموشی، مجددا به صفحه اول جامعه بازگردد و به عنوان یکی از اولین دغدغه ها و اولویت های حکومت و دولت قد علم کند.

قطعا به خاطر دارید که رئیس جمهور دولت خود را دولت محیط زیست نامید، یعنی دولتی که قطعا دولت برجام،رشد اقتصادی،مهار و کاهش تورم و بهبود آسیب های اجتماعی است،خود را دولت محیط زیست می نامد،این مسئله بسیار مهمی است.

بعد از این اظهار نظر رئیس جمهور، سیاست های کلان محیط زیست از سوی رهبر انقلاب ابلاغ شد که اتفاقی بسیار مهم بود چرا که سیاست های کلی در حوزه های دیگر ابلاغ شده بود اما محیط زیست خیر، این سیایت های کلی میتواند به عنوان " حرف آخر ” عمل کند که ما در زمینه محیط زیست به این ” حرف آخر ” احتیاج داریم.

دستگاه ها و ارگانهای مختلف در زمینه محیط زیست هر کدام ممکن است ” ساز خود را بزنند ” که با ابلاغ سیاست های کلی و ” حرف آخر ” کمکی قابل توجه به سازمان در قوای مقننه و قضائیه شد.

بدین ترتیب اگر ملاک قیاس را دوران حجت الاسلام و المسلمین خاتمی در نطر بگیریم،پیشرفتی داشته ایم؟

راستش اگر ملاک قیاس دوران حجت الاسلام و المسلمین خاتمی باشد با توجه به فاصله ۸ ساله ای که در پیشرفت ایران در تمام عرصه ها ایجاد شد،ناچارا باید بگویم، برگشت به عقب داشته ایم اما نکته مثبت آنجاست که این بازگشت بسیار سریع صورت گرفت.

ما درحال حاضر همکاری بسیار خوبی با سایر قوا داریم و همچنین در روزهای حیات ” آیت الله هاشمی رفسنجانی” همکاری بسیاری نزدیکی با وی داشتیم و کمک های بسیاری توسط وی به سازمان محیط زیست همچون تشکیل کمیته محیط زیست در مجمع تشخیص مصلحت نظام و تنظیم و الاغ سیاست های کلی صورت گرفت.

این همکاری ها و همراهی ها که توسط آیت الله هاشمی با شما و به طور کلی سازمان محیط زیست صورت میگرفت چگونه بود؟

کار ما کاری بسیار پر چالش است،به هر حال ما یا باید با زمین خواری و کوه خواری و جنگل خواری و… مبارزه و مقابله بکنیم یا اینکه طوری رفتار کنیم که به هیچ شخص و ارگانی بَر نخورد!

طبیعی است که مورد دوم شدنی نیست،برنامه ریزی ها و سیاست گذاری ها باید به گونه ای باشد که از ابتدا هیچ شخص و ارگانی به محیط زیست صدمه نزند چرا که این اقدام مطابق قانون اساسی ممنوع است اما زمانی که این قبیل آسیب ها به محیط زیست و جنگل های ایران وارد شد،چالش ها و تقابل های ما نیز شروع میشود.

ما با افرادی که به فکر منافع خویش هستند و قصد آسیب رساندن به محیط زیست را دارند وارد تقابل میشویم، ارتقا دادن جنبه های محیط زیستی در سطح کلان یکی از کمک های شایان مرحوم ایت الله هاشمی به ما بود و از جنبه های ماندگار شخصیت ایشان محسوب میشود.

در دولت یازدهم مسئله مالیات های سبز مطرح شد،سرنوشت این طرح به کجا رسیده؟

ما عصر یکشنبه یعنی همان روزی که ایت الله هاشمی فوت کردند،در جلسه هیئت دولت بحث مهم مالیات های سبز را داشتیم و آنرا در قالب لایحه ارزش افزوده برای نخستین بار کار کردیم،ما ظرف ۲ سال گذشته با همکاری وزارت امور اقتصاد و دارایی و بخش های دیگر مسئله مالیات های سبز را به صورت جدی پیگیری کردیم چرا که از موثرترین نوع مالیات هاست.

در مبحث مالیات سبز این مهم مطرح است که در قبال کالاهایی که به محیط زیست ضرر میرساند به جای آنکه جامعه هزینه اش را پرداخت کند، خودِ فرد این مسئله را بر گردن بگیرد و هزینه اش را بپردازد.

اگر بخواهید از خودتان و عملکردتان ظرف بیش از ۳ سال گذشته در سازمان محیط زیست انتقاد کنید به چه موردی اشاره میکنید؟

انتقاد حتما هست و اساسا هیچ مدیری نمیتواند ادعا کند که عملکردش ۱۰۰ درصد درست و صحیح بوده چرا که صحبت از واقعیت ها و اجرائیات است و ما باید این موارد را در نظر بگیریم نه آرمانها را…

من معتقدم که هدف گذاری و جهت گیری های ما در سازمان محیط زیست بسیار خوب و صحیح بوده است چرا که ما با مشکلات واقعی محیط زیست آشنا هستیم و میدانیم چه رویکردی نسبت به آنان باید اتخاذ کنیم اما اینکه چقدر این هدف گذاری ها به سیاست های اجرائی تبدیل شده، نیازمند عوامل دیگری همچون اجماع سازی و همکاری سایر ارگانهاست چرا که سازمان محیط زیست به تنهایی نمیتواند مشکلات محیط زیست را حل کند.

به عنوان مثال ما باید وزارت صنعت را هم پای کار می آوردیم تا خودروها به یورو ۴ ارتقا یابند،مطابق مصوبات سال ۸۶ در دولت نهم باید صنعت خودروسازی ایران ارتقا می یافت و سوخت مصرفی خودروها به یورو ۴ تبدیل میشد اما نه تنها این کار را نکردند بلکه بنزین پتروشیمی را هم به این مسئله اضافه کردند و همه چیز بد تر شد.

این مسئله جز واقعیت های زیست محیطی ماست،پس ما برای بهبود این وضع و جبران عقب افتادگی و تاخیرهای قبل نیازمند اجماع سازی داشتیم، ما باید وزارت صنعت،نفت و نیروها هم پای کار می آوردیم.

اما وقتی به سطح میانی و استان ها وارد میشویم، همچنان با مشکلاتی برای عملیاتی شدن این برنامه ها مواجه هستیم، ما به برنامه ها نفوذ کردیم تا بتوانیم اهداف و برنامه ریزی های استانی را از سرچشمه اصلاح کنیم و سبب شویم که مسئولان از ابتدا سبز فکر کنند چرا که در صورت تحقق این مهم دیگر نیاز نیست که ما یک واحد صنعتی را به دلیل تخلفات زیست محیطی پلمپ و تعطیل کنیم.

ما هر ساله به خصوص در فصل زمستان شاهد آلودگی کلانشهرهایی همچون تهران هستیم،به طور مشخص در مورد واحدهای معدنی اطراف تهران چه کرده اید؟

ببینید هرچه هوای تهران بیشتر رو به آلودگی میرود ما نیز فعالیتهای واحدهای معدنی اطراف تهران را که بسیار بسیار آلاینده هستند را کمتر و به طور کامل متوقف میکنیم.

چرا فعالیت این واحدهای به زعم خودِ شما و بسیاری دیگر از کارشناسان محیط زیست،آلاینده و خطرناک را برای همیشه تعطیل نمیکنید؟

راستش را بخواهید، باید بگویم که این واحدهای معدنی در دوره ای مجوزهایی گرفته اند که  ما نمیتوانیم فعالیت آنها را متوقف کنیم.

این مجوزها مربوط به چه دوره ایست؟

عمده این مجوزها در دوران ۸ ساله دولت قبل صادر شده، نمیتوان گفت تمام مجوزها اما عمده این مجوزها در دولت قبل صادر شده است.

یعنی هیچ راهی برای کنترل این واحدها و کاهش آلایندگی آنها نیست؟

راه کنترل هست اما باید دقت کنیم که وقتی یک واحد صنعتی از ابتدا هیچ فکری برای محیط زیست نکرده، اصلاحش بسیار سخت و زمان بر میشود به همین دلیل است که ما در بسیاری از اوقات اقدام به پلمپ واحدهای آلاینده میکنیم.

آماری از پلمپ این واحدها در شهر تهران دارید؟

ما پایشی را ظرف یک ماه بر روی ۱۴۰۰ واحد معدنی و صنعتی تهران انجام دادیم که از این تعداد حدود ۳۰ واحد پلمپ و تعطیل شدند و تعدادی نیز اخطارهایی جدی مبنی بر اصلاح رویه خود دریافت کردند.

این پایش ها در گذشته نیز صورت میگرفت اما متاسفانه بسیار محدود و تشریفاتی بود اما ما با جدیت تمام این پایش ها را انجام داده و بانک اطلاعاتی کاملی را تهیه کرده ایم.

اگر از شما به عنوان رئیس سازمان محیط زیست بپرسیم تا چه میزان انرژی و توان خود را برای بهبود وضعیت محیط زیست کشور گذاشته اید، پاسختان چه خواهد بود؟

من فکر میکنم تمام مجموعه سازمان محیط زیست همه توان و نیروی خود را در جهت بهبود اوضاع کشور گذاشته است،شخصا نیز هر آنچه در تجربه و توان دارم به کار میگیرم اما دقت کنید بهبود اوضاع محیط زیست کاری زمان بر و وابسته به تمام ساکنان این سرزمین است.

ما باید با مردم سخن بگوییم،مردم باید بدانند خطرات و آسیب های محیط زیست مسئله ایست که به طور مستقیم با آنان، با فرزندانشان و با آینده ایران و تمدن ایران در ارتباط است، اگر میخواهیم ایران در آینده سربلند باشد باید مسائل محیط زیست را جدی بگیریم.

چرا ما باید بدترین بدترین الگوی مصرف را در بین کشورهای جهان در مصرف آب و انرژی داشته باشیم؟ چرا باید بیشترین تولید پسماند را داشته باشیم؟ چرا ما باید بیشترین اصراف را داشته باشیم؟ این مسائل چه نسبتی با فرهنگ غنی ما ایرانیان دارد؟ چرا یک تحصیل کرده دانشگاهی با آنکه خطرات و معضلات را میداند نسبت به مسائل زیست محیطی بی اهمیت است؟

ما معتقدیم برای بهبود این اوضاع باید این مسائل را به طور مستقیم با مردم در میان بگذاریم، مردم اگر این معضلات را بدانند و نسبت به خطرات آگاه شوند،خود به خود موجی مثبت ایجاد میکنند، مردم باید ببینند که با کشور خود و آینده فرزندان خود چه میکنند.

این آلودگی هوایی که در شهرها وجود داره، ” همش تقصیره خانوم ابتکاره؟ یعنی خانوم ابتکار این آلودگی هوا را در شهرها ایجاد کرده؟ ” پس فردی که میداند استفاده بیش از حد از اتومبیل شخصی چه اثراتی بر روی محیط زیست می گذارد چه نقشی دارد؟ مایی که میدانیم یکی از دلایل مرگ زودرس نسل جدید کم تحرکی و نشستن های بیش از حد است اما حاضر نیستیم برای تغییر این شرایط اقدام کنیم، چه نقشی داریم؟

من میگویم ما تمام تلاشمان را کرده ایم و میکنیم اما به طور قطع در برخی اوقات لطف خداوند شامل حال ما شده و توانسته ایم در همین حد هم از بدتر شدن اوضاع جلوگیری کنیم و در بیشتر اوقات اوضاع را بهبود بخشیدیم.

شما در جایی گفتید که آلودگی هوا نمیتواند عامل مرگ و میرها باشد اما برخی اعضا شورای شهر و مجلس گاه و بی گاه، خبر از فوت تعدادی به دلیل آلودگی هوا میدهند، این تناقض چه معنایی  دارد؟

دقت کنید آلودگی هوا میتواند عامل مرگ و میرها باشد اما هیچ کس نمیتواند دقیقا بگوید که فلان فرد به دلیل الودگی هوا فوت کرده، فردی را که به چند دلیل دارای زمینه های بیماری قلبی است را در نظر بگیرید، آلودگی هوا این بیماری را تشدید میکند اما در علت فوت این فرد سکته قلبی قید میشود نه آلودگی هوا.

یکی از مشکلات کلانشهرهای ما آلاینده هاست، شما و دولت یازدهم تلاشی در زمینه کاهش این موارد داشته اید؟

امروز یکی از مشکلات و آلاینده اصلی هوای شهرهای ما ذرات کمتر از ۲٫۵ میکرون است، با تدابیری که ما در دولت یازدهم اتخاذ کرده ایم باید بگوییم که توانسته ایم بسیاری از آلاینده ها را حذف کنیم اما اولین آلاینده ای که حذف شد، ” سرب ” بود که در دولت اصلاحات و دوران خاتمی صورت گرفت و ما توانستیم سرب را از بنزین حذف کنیم.

در آن روزها هم در مقابل حذف سرب از بنزین مقاومت های بسیاری زیادی صورت گرفت اما کارساز نبود و ما تقریبا جز ۱۰ کشور آخر دنیا بودیم که این آلاینده را از بنزین حذف کردیم، بنابراین امروز ما در هیچ کجای کشور با الاینده سرب که بسیار خطرناک است و بر روی اعصاب افراد اثرات بسیار بدی میگذارد، مواجه نیستیم.

دیگر آلاینده ای که ما با آن مواجه بودیم، ” مونوکسید کربن ” بود که با توجه به تغییر خودروها از کاربراتی به انژکتوری در دوران آقای خاتمی آلاینده  CO تا حدی کاهش یافت که ماه پیش به طور رسمی اعلام شد که این آلاینده دیگر اندازه گیری نخواهد شد، چون دیگر نیست.

بعد از این آلاینده ها ما با آلاینده ” گوگرد ” مواجه بودیم، روزی که دولت تدبیر بر سر کار آمد ” گوگرد ” در بنزین و گازوئیل ۷۰۰۰ قسمت در میلیون بود اما امروز با توجه به تلاشهای صورت گرفته، آلاینده ” گوگرد ” به ۱۵۰۰ قسمت در میلیون رسیده، این یعنی بهبودی بسیار قابل توجه.

بنزین پتروشیمی چطور؟

راستش از سال ۸۹ بود که تهدیدی جدید و بسیار خطرناک به نام بنزین پتروشیمی و خودکفایی در تولید بنزین ایجاد شد که حجم بسیار زیادی از آروماتیک ها و بنزن را با خود همراه داشت، بنزن آلاینده ای بسیار خطرناک و یکی از عاملان اصلی ابتلا به سرطان و قطعا مرگ آور است خصوصا برای کودکان.

من در سال ۸۹ در شورای شهر بودم برخی اندازه گیری ها که به دست من رسید نشان داد که میزان ماده آلاینده بنزن در برخی نقاط تهران ۱۰۰۰ برابر حد مجاز است، ۱۰۰۰ برابر…

من آن زمان این مسئله را اطلاع رسانی کردم تهدید هم شدم، عده ای آمدند و گفتند که این مسئله، مسئله امنیت ملی است، من پاسخ دادم که من نماینده مردم هستم و در قبال آنان مسئولم، پس نمیتوانم بی تفاوت باشم.

ببینید در دولت خاتمی، هم برنامه هسته ای پیش رفت هم اینکه ما تحریم نشدیم و قطعنامه ای هم علیه ما صادر نشد ، اما دولت بعد اساسا برنامه اش این بود که برنامه ها را به هم بزند و قطعنامه بگیرد و تحریم شود! خوب شما که این برنامه را داشتید فکری به حال پالایشگاهایتان میکردید، حتما میشد چاره ای اندیشید یا حداقل فکری به حال مصرف بنزین میکردید…

باید دقت کنیم که کار دولت از پایه و اساس برنامه ریزی و پیش بینی است، اما در آن دوره(دولت احمدی نژاد) اینکار را نکردند و به یکباره با راه حل ” من در آوردی ” یک ” نابغه "، آمدندحجم مواد ” آروماتیک ” را افزایش دادند تا مثلا تولید بنزین افزایش یابد، خوب هر فرد عاقلی به ذهنش میرسد که این اقدام تا چه حد خطرناک است…

در مجلس اصولگرای نهم و بر سر همین ” بنزین پتروشیمی ” بارها من را خواستند، نه از این جهت که دغدغه سلامت مردم را داشته باشند، نه! میخواستند اثبات کنند که اساسا چنین چیزی نیست و هیچ ” بنزین پتروشیمی ” در تهران توزیع نشده ، ما تمام اندازه گیری ها را داشتیم اما آنها بازهم میگفتند نه!

اگر اشتباه نکنم بر سر همین مسئله بنزین پتروشیمی هم بود که به همسر شما تهمت واردات بنزین زده شد!

دقیقا، آمدند و گفتند که همسر من وارد کننده بنزین است و واردات بنزین در دست خانواده ابتکار است و این قبیل صحبت ها! که تهمتی آشکار و مسخره است! همسر من چکار دارد به واردات بنزین؟ این تهمت بسیار بزرگی است که برای پوشاندن یک خطر بزرگ که مردم را تهدید میکند و مخفی کردن اشتباه دولت قبل، از سوی برخی مطرح شد.

این صحبت ها مطرح شد در حالی که بحث من اصلا سیاسی نبود و کاری به جناح ها نداشتم، همه صحبت من این بود که اشتباهی به نام تولید بنزین پتروشیمی صورت گرفته که سبب شده میزان آلاینده بسیار خطرناک ” بنزن ” در شهرهای ما افزایش یابد.

اصلا بحث واردات بنزین در آن زمان نبود بلکه مسئله بر سر اصلاح  تولید این بنزین و اصلاح پالایشگاه ها بود اما خوب چون کمبودهایی بود رفتند به سمت واردات.

با این حساب و با توجه به مواردی که به عنوان آلاینده حذف شده اند،پس چرا هنوز شرایط آب و هوا گاهی اوقات بد تر از بد میشود؟

باید دقت کنید و این مسئله را در نظر بگیرید که این مسائل طول میکشد تا آنطور که باید و شاید پاسخ دهد، ما در سازمان محیط زیست دغدغه های بسیار زیادی داشتیم، من روز اولی که آمدم این سازمان با ساختمانهایی بسیار آشفته مواجه بود.

بد نیست برایتان بگویم که در مقابل همین سازمان محیط زیست یعنی ” پارک پردیسان ” یکی از بزرگترین مراکز توزیع مواد مخدر، اسلحه و قاچاق انسان بود!

یعنی در مقابل سازمان محیط زیست قاچاق انسان صورت میگرفت؟

بله، ما ۶ ماه اول کارمان را درگیر این معضل بودیم که با هماهنگی های بسیار و تلاش های شبانه روزی و با کمک نیروی انتظامی عملیات پاک سازی پارک پردیسان را برگزار کردیم.

امروز پارک پردیسان به لطف خدا و تلاش های نیروی انتظامی یکی از امن ترین و آرام ترین پارک های تهران است اما خوب فرمانده آن عملیات پاک سازی توسط همین قاچاقچی ها ۲ یا ۳ ماه بعد در اتوبان حکیم به شهادت رسید!

ما این شرایط را تحویل گرفتیم، شاید باورتان نشود ولی ما با صدها مدل از این قبیل معضلات و مشکلات دست به گریبان بوده ایم.

با این حساب، هیچ وقت از پذیرش این مسئولیت پشیمان نشدید؟

(کمی فکر میکند و میگوید)؛ راستش را بخواهید ” نه ” پشیمان نشدم، وقتی مردم پای کار آمدند و به تغییر رای دادند و پای کار ایستادند، پشیمان نشدم.

من میدانم در سال ۸۴ چه سازمانی را تحویل دولت بعد دادم اما قاطعانه میگویم چیزی که در سال ۹۲ به عنوان سازمان محیط زیست، تحویل گرفتم به مراتب بدتر از سال ۷۶ بود، بسیار عقب تر بود اما اینها دلیل نا امیدی نمیشود.

با تمام این شرایط و مشکلات آمدیم پای کار ایستادیم و  موفقیتهای بسیار هم داشتیم، مثلا” بنزین پتروشیمی را حذف کردیم ” (اردیبهشت ۹۳ بود که وزارت نفت رسما اعلام کرد که این بنزین به طور کامل حذف شده است)

یعنی نفت و به طور کلی وزارت نفت دیگر آلودگی ندارد؟تمام آلودگی ها منحصر به همان بنزین پتروشیمی بود؟

نه اینطور نیست، نفت هنوز مشکل دارد، هنوز آلودگی های بسیاری دارد اما با تمام اینها موفقیت هایی هم بوده، امروز در اکثر استانها و شهرهای کشورمان مثل خرمشهر بنزین و گازوئیل یورو۴ توزیع میشود، قاطعانه میگویم اگر این اقدامات را نکرده بودیم آلودگی هوای ما به بیش از ۳۰۰ میرسید در حالی که امروز در بحرانی ترین حالت به ۱۵۰ یا ۱۶۰ میرسد.

همانطور که میدانید ” مازوت ” یکی دیگر از آلاینده های آب و هوای کلانشهرهای ماست، در این زمینه چه کرده اید؟ آماری از حذف ” مازوت ” در نیروگاه ها دارید؟

درست است و بد نیست بدانید که ما به وزارت صنعت و نفت اعلام کرده ایم که هیچ یک از نیورگاه هایشان حق سوزاندن ” مازوت ” که یک تَه مانده ی بسیار آلاینده است را ندارند و این موارد باید سریعا متوقف شود.

مطابق آخرین آماری که دارم امسال تنها چیزی حدود ۷ یا ۸ درصد نیروگاه ها از سوخت مازوت استفاده کرده اند و ما بقی از گاز استفاده میکنند.

این وعده را هم میدهم که مطابق صحبت ها و قرارهایی که گذاشته شده تا پایان سال ۹۵ مصرف مازوت به صورت کامل در نیروگاه های ما متوقف خواهد شد.

یکی دیگر از مشکلات هوای شهرها و کلانشهرها خودروهای فرسوده است، در این زمینه چه کرده اید؟

مطابق آخرین آمار باید بگویم که ما نزدیک به ۱۰۰ هزار خودرو فرسوده را از رده خارج کرده ایم.

شاید جالب باشد برایتان بگویم که روزی که ما آمدیم قانون از رده خارج کردن خودروهای فرسوده در مقابل خودرو وارداتی وجود داشت اما عملا این اتفاق نمی افتاد! پول را میگرفتند و پلاک را جابجا میکردند و آن خودرو فرسوده در جایی دیگر دوباره مورد استفاده قرار میگرفت، یعنی هیچ خودرویی از رده خارج نمیشد بلکه یک معامله و جابجایی ” اون وسط ” صورت میگرفت!!!

ما آمدیم و این شرایط را تغییر دادیم، الان شرط این است که خودرو فرسوده از وسط بریده شود، یعنی به طور کامل از رده خارج شود.

در این مدت که ما بوده ایم چیزی حدود ۹۰۰ هزار خودرو شخصی و ۴۰ هزار تاکسی در تهران نوسازی شده است، ۱۱۰ مینی بوس فرسوده وجود داشت که چیزی حدود ۱۰۰ دستگاه از رده خارج شده اند، در خصوص اتوبوس ها نیز باید به شهرداری کمک هایی شود البته شهرداری عوارض هایی میگیرد که انتظار داریم این عوارض را در این جهت مصرف کند، پیرامون واگن های مترو هم با کمک دولت قراردادهایی برای خرید واگن های جدید بسته شده که امیدواریم تا پایان سال وارد شوند.

امروز مسئله محیط زیست ما با کلید واژه امنیت ملی گره خورده، حداقل مخالفان پرتعداد و قدرتمند شما اینطور وانمود میکنند و اقدامات شما را در محیط زیست مغایر امنیت ملی توصیف میکنند، مثلا سر موضوع بنزین پتروشیمی بارها گفتند که امنیت ملی است، نظر شما در این مورد چیه؟ یعنی واقعا امنیت ملی ما این است که در مقابل آلودگی ها سکوت کنیم چون مثلا بنزین تولید داخل است؟

امروز همه باید بدانند که امنیت ملی ما همین مسئله محیط زیست ماست، در همان ماه های اول حضورم در سازمان محیط زیست در دولت یازدهم از مجلس اصولگرای نهم وقتی خواستم تا با هم بدون در نظرگیری جناح بندی های سیاسی تعامل داشته باشیم.

من در مجلس نهم در ابتدای حرفهایم گزارشی را از یک اندیشکده امریکایی نقل کردم، در اون گزارش به صراحت گفته شده بود که بابت مسائل هسته ای یا امثالهم خیلی ” پاپیچ ” تهران نشین! چون ایران با بحران ها، مسائل و مشکلات جدی محیط زیستی و آبی مواجه است و اگر این روند ادامه یابد به طوری تضعیف خواهد شد که دیگر هیچ خطری محسوب نخواهد شد…

با توجه به این گزارش حالا شما به من بگویید، رسیدگی به مشکلات و معضلات محیط زیست به خطر انداختن ” امنیت ملی ” است یا بی توجهی ما به این موضوع؟

ببینید در دولت قبل متاسفانه با چشمی سیاسی به مسئله محیط زیست نگاه میشد در حالی که مسئله محیط زیست از پایه و اساس مسئله ای سیاسی نیست و تمامی دولت ها با هر جناح بندی سیاسی که هستند باید متوجه این موضوع باشند اما دولت های ” پوپولیستی ” چون میخواهند مشکلات را به اصطلاح سریع حل کنند با چنین دیدی به محیط زیست نگاه میکنند.

شما مسئله آب را در نظر بگیرید، امروز ۸۵ درصد سفره های آب زیر زمینی ایران خالی شده است اما آقایان غافل بودند، ۸۵ درصد سفره هایی خالی شده که اصطلاحا به آن آب های استراتژیک و راهبردی میگویند و شما در بحرانی ترین و خشک ترین حالت باید از ۴۰ درصد آن استفاده کنید، اما ۸۵ درصد آب های زیر زمینی کشور امروز خالی شده…

چه شده که ما ۸۵ درصد سفره آب زیر زمینی کشور را تخلیه کرده ایم؟ این امنیت ملی ما نیست؟ نه واقعا این امنیت ملی ما نیست؟ فرو نشست زمین در شهرهای مختلف و شور شدن آبها و خشک شدن تالاب ها و… ، همه و همه نتیجه مصرف ۸۵ درصد سفره آبهای زیر زمینی کشور است.

ما باید باور کنیم که ایران نیز همچون سایر نقاط جهان در حال تجربه یک تغییر اقلیم است، شما دماوند و فیروزکوه را در نظر بگیرید، همه ما تصور میکنیم که این شهرها خوش آب و هوا هستند امامطابق آخرین آمار این شهرها طی ۴۰ سال گذشته بیش از ۳۰ درصد کاهش بارندگی را تجربه کرده اند، این یعنی یک دوره طولانی خشکسالی در انتظار کشور است…

ما یعنی به طور کلی مردم چه باید بکنیم؟

باید خود را آماده کنیم، مثلا در بخش کشاورزی ما باید تولید محصولات ” پُر آب بَر ” را متوقف کنیم، چرا ما باید ” هندوانه ” بکاریم و آنرا به کشورهای حاشیه خلیج فارس صادر کنیم؟ این ” آب مجازی ” کشور است، ما باید از خودمان شروع کنیم، ۹۳ درصد آب کشور در بخش کشاورزی مصرف میشود، کشاورز ما باید از خودش شروع کند و برود به سمت کشاورزی نوین.

شرایط ما شرایط سختی است، ما با چند میلیون کشاورز طرف حساب هستیم، ما نمیخواهیم کشاورزی را تعطیل و روستاها را خالی کنیم پس نمیتوانیم عجولانه و بی فکر عمل کنیم، ما قصدمان رونق دادن به کشاورزی با استفاده از روش های نوین است، ما نمیخواهیم دیگر دریاچه هایی مثل ” ارومیه ” و تالاب هایی مثل ” گاو خونی ” و ” بختگان ” خشک شوند که اگر شوند کشاورزی آن مناطق به طور کامل ” مُختَل ” خواهند شد.

خوب شما در زمینه نجات تالاب هایی و رودها و دریاچه ها مثل ” هورالعظیم ” و کاهش آلودگی شهرهایی مثل خوزستان چه کرده اید؟

ما و به طور کلی دولت یازدهم برای احیای تالابها بسیار تلاش کرده ایم، همین ” هور العظیم ” که گفتید وقتی در سال ۹۲ روی کار آمدیم خشکِ خشک بود، ما آمدیم بررسی کردیم و متوجه شدیم بر خلاف مجوز سازمان برای اکتشاف نفت ” آزادگان ” اینها کل تالاب را خشک کرده اند.

میدانید نتیجه تلخ خشک شدن این تالاب چیست؟ خشک شدن ” هور العظیم ” یعنی ایجاد یک کانون بسیار بزرگ از گرد و غبار در خوزستان اما آنها برای اکتشاف نفت اینکار را کردند و آب و هوای خوزستان به این وضعیت افتاد.

آنها این اقدام را کردند، قبول، اما شما برای برطرف شدن این موضوع چه کردید؟

ما سریعا اقدام کردیم و به وزارت نفت و آقای زنگنه هشدار و تذکر دادیم که این اکتشاف سریعا باید متوقف شود و راه آب باید باز شود، این اتفاق افتاد، از آن زمان تا کنون آب به طور مستمر وارد تالاب میشود.

امروز با کمال خرسندی میگویم که حدود ۶۰ یا ۷۰ درصد ” هور العظیم ” آبگیری شده است و انشاالله ما بقی آن نیز آبگیری میشود و به شرایط اولیه خود باز میگردد.

اما یکی از نمایندگان مجلس گویا نظری خلاف این نظر شما دارد و رسما شما را ” دروغگو ” خطاب کرده؟

درست است، یکی از نمایندگان همین چندی پیش با عصبانیت تمام گفت که ابتکار ” دروغ ” میگوید، ما هم گفتیم قبول و آمدیم ” نقشه ها و عکس های ماهواره ای ” را نشان دادیم، قبول نکردند، بعد رفتیم با صدا و سیمای خوزستان یک مستند بسیار زیبا از ” هورالعظیم ” تهیه کردیم و نشان دادیم، صدا و سیما که دیگر با ما نیست!

(با خنده میگوید)؛ بعد آمدند و گفتند نه هنوز بعضی جاها خشک است! ” اِی بابا ” ما هم میدانیم بعضی جاها خشک است اما قبلا صفر بود الان حدود ۷۰ درصدش آبگیری شده و انشاالله مابقی نیز آبگیری میشود.

زنده شدن ” هورالعظیم ” یعنی ایجاد ” کولر ” در خوزستان، یعنی ایجاد منبع تغذیه برای دام و پرندگان، یعنی ایجاد معیشت برای ساکنان این منطقه و در نهایت کاهش آلودگی و گرد و غبار این شهر، به همین دلیل است که زنده کردن ” هورالعظیم ” از دستاوردهای مهم دولت است.

خوب برویم به سراغ پسرهایتان، اول از همه ” عیسی "، به سبک رسانه هایی خاص سوال میپرسم، چرا رفت امریکا؟

” عیسی ” بعد از اینکه فوق لیسانسش را در ایران گرفت، تصمیم گرفت که برای ادامه تحصیل به امریکا برود، این تصمیم یک فرد و یک شخص است ضمن اینکه اشکالی هم ندارد، مرحوم پدر من هم در سال ۱۹۶۱ رفت در امریکا دکتری بگیرد، همان موقع دکترچمران هم در امریکا بود.

این مسئله اساسا تایید مواضع استکباری و جنگ طلبانه امریکا هم نیست اما خوب آمدند و این مسئله و جنگ را علیه ” عیسی ” به راه انداختند.

چندی پیش هم مسائلی در مورد ” طاها ” دیگر فرزندتان مطرح شد، بعضی رسانه های خاص نوشتند اختلاس بوده برخی گفتند مسئله مالی است اما سخنگوی قوه قضائیه همه را تکذیب کرد، خودتان بگویید ماجرا چه بوده؟

راستش ماجرا این بود که فردی از پسر من یعنی ” طاها هاشمی ” قصد اخازی و باج گیری را داشت و پسر من نیز از روی سادگی ،اندکی با وی راه آمد، این فرد مدتی بود که ” طاها ” را تهدید میکرد که ما از تو چک داریم و با این چک ها میرویم حکم جلب تو را میگیریم و از این دست صحبت ها و تهدیدها، که با استفاده از همین صحبت ها چندباری از طاها پول گرفته است و در بیانی واضخ تر باید گفت که رسما ” اخازی ” کرده!

زمانی که این شرایط را دیدیم، شکایت کردیم که آنجا متوجه شدیم این موضوع خیلی پیچیده تر از این صبحت هاست، در حال حاضر این پرونده در مراجع قضائی مربوطه ثبت شده و در حال بررسی است که فرد یا افراد اخاز پس از این اقدام احساس کردند دیگر نمیتوانند به شکل قبل موضوع را پیش ببرند.

جالب اینجاست یک خبرگزاری بیاید و حرفهای فردی را که رسما دست به اخازی زده و تهدید کرده که ما با زندگی شما فلان کار را میکنیم و اسناد تمام این تهدیدها نیز وجود دارد و به دادگاه ارائه شده را منتشر می کند.

یک مدتی هم داستانهایی علیه مادر و مرحوم پدرتان به راه افتاد، ماجرا چه بود؟

راستش ماجرا از جایی شروع شد که مسئله ” املاک نجومی ” فاش شد، خبرنگاری از من پرسید که به شما ” ملک ” پیشنهاد ندادند که من گفتم ” جرات نکرده اند”، همین جمله شد تیتر، بعد از آن آمدند و حاشیه ها و تهمت هایی را به دروغ علیه مادر و خیریه ای که حدود ۴۰ سال است در آن کار میکند، مطرح کردند.

بعد از ایشان آمدند با یک آقایی که زمانی که مسئولیتی را داشته مصاحبه گرفتند و مطلب زدند و خلاصه تهمت پشت تهمت اینبار علیه ” مرحوم پدر "، ” اِی بابا ” آخه شرمی، حیایی، بالاخره باید برای درگذشتگان احترام قائل شد، پدر من ۱۵ سال است فوت شده…

(با خنده پرسیدیم)؛ فردی از خانواده تان مانده که تهمت نزده باشند؟

( میخندد و میگوید)؛ میتوانند به ” مبین ” نوه هفت ساله من هر تهمتی خواستند بزنند!!!

تعداد خبرسازی هایی که علیه شما و سازمان صورت گرفته را دارید؟

فکر کنم آخرین باری که دوستان روابط عمومی آماری جمع آوری کرده بودند، آمار ۴۷۶ مورد خبرسازی ” خبرگزاری فارس ” علیه سازمان و شخص بنده به دست آمده بود، یعنی ۴۷۶ مورد دروغ  و تهمت و تخریب که ظاهرا سازمان دهی شده هم هست!

به عنوان سوال آخر،این تهمت ها تاثیری بر شما و عمل کردتان داشته؟ جدا از این همه تهمت و دروغ خسته نشده اید؟

قاطعا میگویم نه، به لطف خدا این تهمت ها هیچ تاثیری بر من و امیدم به بهبود ایجاد نکرده، چون میدانم بخش اعظم این تهمت ها و تخریبها سیاسی است، بحث منافع یک عده مطرح است و بر میگردد به روشنگری های ما در سازمان محیط زیست…

راستش را بخواهید ما اینقدر در سازمان کارهای عقب افتاده داریم که اصلا فرصتی برای توجه به این تخریب ها و دروغها نداریم.

در آخر من خواهش میکنم باور کنیم که محیط زیست ایران در وضعیت ” شکننده ای ” است، دولت گامهای اولیه و اساسی را برداشته و با توجه به سیاست ها کلی ابلاغ شده توسط رهبری، فرصت تاریخی برای بهبود وضعیت محیط زیست ایجاد شده، بیایید از این فرصت همه باهم استفاده کنیم، بیایید اینده را برای فرزندانمان بهتر کنیم…

 

دسته بندی موضوعی:

افزودن دیدگاه جدید